جلسه ۹۲
7پايه و اساس بايد بر چه اساسي باشد اين مسئله مسئلۀ خيلي مهمياست كه از آن غفلت شده بايد به اين مسئله رسيدگي شود اگر عبدي در مقام عبوديت به دنبال تزكيه خودش باشد آن وقت ديگر نميگويد: برائت برائت برائت برائت ديگر نميگويد هل لا تعلمت را در اين جا مطرح ميكند به جاي اجراي برائت و امثال ذلك در هزار موردي كه نبايد در آن جا اصل برائت و اينها جاري كرد! توقف و احتياط را ... ما رواياتي كه در احتياط داريم اين روايات از نظر حجيت كمتر از روايات برائت و اباحه اينها نيست، روايات احتياط قف عند الشبهه و ان الوقوف عند الشبهات خير من الاقتحام في الهلكات امام صادق علیه السلام براي كه گفته؟ براي كه گفته و براي كي فرموده؟! براي همين موارد فرموده ديگر براي حفظ دماء فرموده امام صادق قف عندالشبهه، كه بيخود يك نفر كشته نشود بيخود يكي آبروريزي نشود بيخود عرض يكي برده نشود، بيخود....
مسائلي امام صادق علیه السلام كه ميفرمايد قف عندالشبهه و فان الوقوف عند الشبهات خير من الاقتحام في الهلكات اين مسئله بايد به عنوان اصل اصولي در امور اجتماعي ما مورد توجه قرار بگيرد! پس براي كه اينها را گفته؟ من درآوردم اينها كه در كافي است! من گفتم يا نه، ديگر مسائل و مطالب ديگر خب آن ديگر حال و هواي خودش را دارد حساب خودش را دارد امام اين را نفرموده امام اين جور صحبت نكرده امام اين قسم مسئله نگفته!
مطلب در اين جا زياد است اگر من بخواهم بروم در اين مطلب موارد را بخواهم نقل بكنم واقعاً غير از حسرت و تأسف چيزي عائد ما نخواهد شد درست، اگر عبد در مقام عبوديت به دنبال اين قضيه باشد كه اين عملي را كه مولا ميگويد بر اساس يك مصلحت نفسيّه است عملي را كه مولا ميگويد بر اساس تقريب نفس است اين عملي را كه مولا ميگويد بر اساس تجريد نفس است اين عملي كه مولا ميگويد بر اساس تلطيف نفس است ديگر ميآيد برائت جاري كند؟! ديگر ميآيد بگويد به من چه مربوط است؟ ديگر ميآيد فرض كنيد كه در آن جا كه مقام اجمال و تناقض و تعارض و اينها را بياورد مطرح كند؟! يا نه ميرود در به در دنبال تكليف ميگردد؟ در به در كتابها را ميگردد كه چه كار كنم؟ نميآيد بنشيند بگويد كه فرض كنيد برائت! خب نميدانم ديگر اجمال است ديگر مطلب شبهه تكليفيّه است خب نيامده تكليف نيامده شبهات تكليفيه است در شبهات تكليفيه هم خب بايد برائت جاري كرد ديگر!

