جلسه ۹۲
8اين شبهات تكليفيه كجا و در چه موقع... اين مسئله مسئلۀ فهم است كه بر اين اساس اين جا است كه ما بايد ملاحظه كنيم و ببينيم وقتي كه مولا حكمي را القاء ميكند عقل به هل لا تعلمت تمسك ميكند بايد بروي حدودش را دربياوري پايت را روي آن پايت نياندازي دستت را روي دستت نگذاري لنگت را دراز نكني نگيري بخوابي بروي تحقيق كني تفحص كني اين مطلبي را كه مولا فرموده حدودش چيست مقدماتش چيست كيفيت تحقيق و تكوين خارجيّه او به چه كيفيت است اينها را همه را دربياوري به ميزان وسع و به ميزان سعة فحص وقتي كه به يك موضوع رسيدي عمل ميكني آن جا هم كه شك ميكني احتياط بايد كني بايد احتياط بكني هر دو را انجام بدهي احتياط نه از باب وسواسي كه خب خيليها مبتلا هستند كه آن اصلا خودش غلط است، نه، احتياط از باب انجام دادن تكليف كه اين تكليف الان بايد انجام بگيرد! چه طور موقع دارو خوردن و سردرد گرفتن و روده درد گرفتن حضرتعالي احتياط ميكنيد دو تا دارو ميخوري نميگويي كه يكي را بخورم آن يكي ديگر را برائت جاري ميكنم ديگر خب در مقام تخيير است. اما موقع نماز كه شد نه يكي را بخوان بس است ديگر آن يكي را برائت جاري ميكنم انشاءاللَه رو به قبله است چه شد؟ اين آن است آن فكر اول و مبناي اول ميگويد ولش كن يكي را خواندي بالاخره يا اين طرف هستي يا آن طرف هستي آن فكر دوم و طرز فكر دوم كه از اين نماز اثري بايد مترتب بشود بعد از آن تحقیقات و فحصها و اينها آن ميگويد دو بار بخواني سه بار بايد بخواني چهار بايد بخواني ده بار بخواني بيست بار بخواني هر چه حالا اينها ديگر چيزهايي است كه حالا من دارم اضافه ميكنم بايد به آن مرتبهاي كه احساس كني حالا دیگر مولا از تو راضي شد. نه رضايت را تحميل كردي به او هان يك وقت ما رضايت را به او تحميل ميكنيم كه خب نگفتي ديگر من هم كه اين جا نميدانم قبله فلش نزده همه ميآيند آسمان را ببينند خب بخوان برو نه، اين نشد يك وقتي نه ميخواهي رضايت را به دست بياوري آني را كه گفته البته خب موارد فرق ميكند در بعضيها شرع قائل به تسامح است در بعضيها نه در آن موارد بايد بروي تحقيق بكني فحص بكني آن رضايت را به دست بياوري مثل مواردي كه انسان در مسائل اجتماعي و اينها ميبيند قضاوتي كه ميخواهد بين دو نفر بكند فرض كنيد كه يكي ميآيد پيش آدم شروع ميكند گريه كردن فلان آدم دلش ميسوزد شروع ميكند ... بابا صبر كن اين گريه كرده خب خيلي گريه كرده بگذار او هم بيايد آن هم حرفش را بزند فلان بنشين باز اكتفا نكن بلند شو برو عمۀ او را ببين برو پدر و مادرش را ببين برو همسايۀ او را ببين همه را وقتي كه من حيث المجموع ديدي براي تو يك اطميناني نسبت به موضوع پيدا شد آن موقع بايد انجام داد اين حكم عقل است! سيرۀ عقلائيه خب همين است! حكم عقل اين اقتضاء را ميكند.

