جلسه ۹۳
4این مسئله این طور نیست بلکه مسئله این است که وقتی میگوید یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام مثل یا ایها الذین آمنوا صلو صلوة الزوال است وقتی که امر به صلوة زوال میآید یک امر است در آنجا این امر امر استمراری است! و آن امر دیگر امر مجزای جداگانه نیست که این تقسیم بشود فرض کنید که رکعت اول صلاة ظهر یک امر دارد رکعت دومش یک امر دوم دارد بلکه یک امر است منتهی آن یک امر استمرار پیدا میکند من التکبیر الی التسلیم این من التکبیر الی التسلیم امر واحد ولی این امرٌ واحد له اجزاء شتّی، له فیه تکبیر، فیه حمد، فیه سورة، و فیه رکوع، و سجود نه این که همه اینها کما این که من الان میخواهم بروم رکوع یک امر پشت سرم آمد من نشنیدم حلال زاده میشنود فرض کنید که این چیزهایی که میگوید یک امری آمده ارکع حالا رکوع انجام دادیم حالا که میخواهیم برویم سجده دوباره جبرئیل از پشت سرمان در گوشمان بگوید اسجد، سجده اول را کردیم دوباره در این گوشمان میگوید اسجد، این جوری نیست قضیه که هر رکوعش یک امر داشته باشد سجودش یک امر داشته باشد الی آخر، یک امر از اول آمد صلّ صلوه الزوال خب تمام شد این یک امر تمام شد .
مکلف موظف است به حکم عقل برای انجاز تکلیف این اجزاء را متسلسلاً و متوالیا انجام بدهد این چه ارتباط با امور متعدده دارد و چه ارتباط با خطابات متعدده دارد؟ ربطی ندارد یک دفعه میگوید اغسل و صلّ و میرود پی کارش خداحافظ ما رفتیم پشت سر نمیایستد بگوید این را بکن آن را بکن یک امر مولا آمده میگوید یا ایها الذین آمنوا کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم یک امر آمد همۀ ماه رمضان را آمد به نحو مجموعه و به نحو جملةً واحدة آمده همۀ ماه رمضان آمد گرفت، از کجا شما میگویید این منقسم شد و متجزی شد به مصادیق متعدده؟ و به جزئیات متعدده؟ نه اجزاء متعدده، به جزئیات متعدده، روز اول جزئی متعدده روز دوم جزئی متعدده نه از کجا شما این حرف را میزنید؟ از کجای این درمیآید؟ شما میگویید عقل میگوید نخیر عقل بنده نمیگوید! این را چطور عقل بنده نمیگوید چطور در مورد صلاة ظهر شما این حرف را نمیزنید که خود رکعت اول یک أمر جدا دارد؟ رکعت ثانی هم جدا دارد خب میگوییم در آن جا ارتباطی است این جا هم میگوییم ارتباطی است این جا هم مسئله مسئلۀ ارتباطی است منتهی ارتباطی داریم تا ارتباطی! یک ارتباطی داریم که با خلل در بعضی از اجزاء، موجب فساد همۀ اجزاء است یک ارتباطی داریم که در خلل بعضی از اجزاء، فساد بقیه نیست ولکن آن خودش فی حد نفسه خودش محقق یک فرد است آن فرد از یوم ثانی که این انجام میدهد گرچه ارتباطی به یوم اول و ارتباطی به یوم ثالث ندارد بلکه یوم ثانی برای خودش یک ظرف وجودی مستقل است در یک برهۀ از زمان خاص قرار گرفته ولکن از نقطۀ نظر تعلق تکلیف، مولا او را جدا به حساب نیاورده که صلّ یوم اول، یوم ثانی یک مجموعه را در این جا ... یعنی مسئلۀ صیام در این جا مثل این قضیۀ أکرم العالم در این جا نیست اکرم العلماءنیست که کأن به تک تک از یک جهت هست و از یک جهت نیست از یک جهت هست چون به هر عدد انجام هر عالمی در این جا اگر آن عام، عام مجموعی باشد خب در عام مجموعی همان طور که گفتیم اخلال به بعض اخلال به کل است کأن اصلا مکلف انجام نداده ولی در عام شمولی اخلال به بعض موجب به اخلال به بقیه نیست یک وقتی مولا نظرش بر این است که غرض حاصله این غرض متوقعه در نفس مولا این غرضی که این غرض مولد بعث برای تکلیف است آن غرض در ضمن مجموع حاصل میشود فرض کنید جلسهای است که همه افراد باید تک تک حضور داشته باشند یکی از آن افراد نباشد آن جلسه لغو خواهد بود این میشود آن عام مجموعی که در آن عام مجموعی اخلال مثل همان حکم قضیۀ واجب ارتباطی تکلیف ارتباطی را دارد و آن مسئلهاش مثل همان میماند.

