جلسه ۹۶
6این موانع را که عرض کردم که البته خب ما در ادله و روایات نداریم چون نداریم این بحث میرود در بحث ضرورت و غیر ضرورت از آن باب باید نسبت به مسئلۀ مانعیت نگاه کنیم، نه این که در ادله داشته باشیم که کسی که مسکن نداشته باشد حج بر او واجب نیست نه این در ادله نیست، روی این جهت موردی برای مانعیت از استطاعت از این نقطۀ نظر دیگر وجود ندارد. مانعیتهایی که میتواند در این جا وجود داشته باشد نسبت به مسئلۀ استطاعت -دیگر ما این قضیه را جمعش کنیم- یکی مسائل راه است که همان تخلیه سرب باشد که عرض کردیم که راه از یک طرف مانعیت دارد فرض کنید که قطاع الطریق هستد، حدود مسدود است، خب برای شخص مانعیت ایجاد میشود ولی فرض کنید که میتواند از این راهی که اگر هست برود راهش را دور بزند از یک کشور دیگر برود حالا در سابق، راهش را عوض کند حالا دورتر بشود واجب است، حتما لازم نیست که راهی که میخواهد فرض کنید که از این طرف باشد، سابق که میرفتند برای زیارت امام رضا در همین سوادکوه و... طرفهای قبل از فیروزکوه آنجا قطاع الطریق بودند و زوار را میزدند بعد از آمدن رضا شاه، فرستاد و آنها را قلع و قمع کرد افرادی که در همان فیروزکوه و آن جاها بودند و طریق زوار را مسدود میکردند ولی اگر از این طرف میرفتند راه به آن کیفیت نبود، خب انسان میتواند راهش را عوض کند همین طور در شرایط فعلی که ما مشاهده میکنیم که ممکن است در بعضی از اوقات خب این راه مسدود باشد و فرض کنید که خلاصه محدودیتی باشد برای تعدادی که از افراد میروند کسی که واجب الحج است در صورتی که استطاعت داشته باشد واجب است ولو این که پول صرف کند از کشورهای دیگر برود و از جاهای دیگر برود خودش را به مکه برساند گرچه مستلزم صرف مصارف زیادی بشود در این جا ما نمیتوانیم بگوییم که چون یک جهت در این جا مسدود است لذا این مانعیت پیدا میکند و شخص باید دست روی دست بگذارد تا این که بعد از پانزده سال دیگر نوبتش بشود کسی که میتواند و استطاعت دارد باید اقدام کند و از جای دیگری برود یا اگر یک نقطه ناامن است از نقطۀ دیگر برود علی کل حال در مسئلۀ تخلیه سرب هم مسئله به این کیفیت روشن است، قضیه مؤونه را هم که عرض کردیم و مسئلۀ صحت را هم که صحبتش شده است صحت خود و همین طور صحت افرادی که واجب الممرضیه هستند؛ یعنی همان پرستاری آنها و درتحت تکفل آنها هستند مسئله به همین کیفیت است و همین طور اگر فردی منتسب به انسان باشد فرض کنید که شخصی رفیقی داشته باشد که او مسئولیت این تداوی آن شخص را به عهده دارد آن هم در این جا مسئله میتواند جنبۀ مانعیت را به وجود بیاورد، غیر از افرادی که در تحت تکفل هستند مثل پدر و مادر و اهل و عیال هم در این جا این مسئله چرا؟ چون در این جا حفظ نفس واجب است و الان این حفظ نفس در این جا متوقف بر ممرضّیت این شخص است کسی دیگری نیست که از این بخواهد پرستاری کند اگر کسی دیگر باشد خب انسان واگذار میکند و یا در بیمارستانی میسپرد میرود یا این که نه فقط همین است و اگر این بخواهد برود فرض کنید که او از بین میرود یا مرض او تشدید پیدا میکند باز هم این میتواند جنبۀ مانعیت در این جا داشته باشد علی کل حال دیگر در این قضیه به نظر میرسد مطالب تا حدودی که باید مسئله روشن شود عرض شد. از فردا بحث بعدی را شروع میکنیم.

