جلسه ۱۱۴
11خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد
تا براي انسان امتحان نيايد نميفهمد كه اينجا چه خبر بوده است. نميفهمد بيست سال در بيخبري به سر ميبرده است، سي سال در بيخبري به سر ميبرده است. بالاخره خوب است يك چيزهايي پيش بیايد تا انسان متوجه نكات ضعف شود.
مسأله احرام اين است، يعني آيا ما محرم شديم؟ نه. چون ما در آن فضاي روحاني خاص قرار نگرفتيم. وقتي كه شخص محرم، ميگويد: لبيك، خود را در يك فضاي خاص احرام ميبرد، يعني ورود در حرم پروردگار ورود.
درباره روزه، عطر زدن كراهت دارد؟ نه. عطر زدن كراهت ندارد. روزه دار ميتواند عطر بزند چون با روزه منافات ندارد البته بو كردن گلهايي كه عطري دارند كه موجب میشوند گرسنگي انسان كم شود مثل گل نرگس و امثال ذلك، اين كراهت دارد گل مريم باعث ميشود كه آن حالت گرسنگي در انسان تأثيري در غده هيپوفيز به وجود ميآورد و آن بي ميلي براي انسان به وجود ميآورد و انسان گرسنگي را احساس نميكند. مثل قرصهايي كه ضد اشتها هستند كه براي رژيم ميخورند و اينها يك تأثيراتي در هيپوفيز به وجود ميآورد و آن باعث ميشود كه ترشحات معده پيدا نشود و اسيد توليد نكند و انسان احساس گرسنگي براي او پيدا نشود. اينها كراهت دارد و نبايد استفاده كند حتي گرسنگي را هم بايد انسان متوجه شود، يعني گرسنگي را بايستي انسان احساس كند.
محرم الان که ميگويد: لبيك، يعني خود را در آن حرم و در آن حالت خاصِ بي تعلقي قرار ميدهد. لذا در مورد صائم نداريم كه صائم دو تا لباس احرام بپوشد چون كيفيت حالت روحانيّت تفاوت ميكند. در مورد مصلي نداريم كه مصلي دو تا لباس احرام بپوشد اما در مورد محرم داريم دو لباس، يعني در حالت قطع از همه تعلقات قطع از همه تعلقات حتي از آن تعلقات مفيد و ارزشمند بايد بيرون بيایي و از آن تعلقات بايد خارج شوي. عطر زدن تعلق است. رسول خدا يك سوم مصارف خودش را صرف عطر و عود و اين مسائل ميكرد ولي همين رسول خدا در موقع احرام عطر نبايد بزند اگر بزند بايد كفاره بدهد. چرا؟ چون آنجا بايد در عدم تعلق و بي رنگي وارد شد.

