اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۴

0
فقه

احرام از محاذات میقات - توالی فاسده ترکّب احرام - نکته‌ها و گفته‌های استاد - 22-05-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۱۴

12
  • چون كه بي رنگي اسير رنگ شد موسئي با موسئي در جنگ شد

  • منظور از موسئي با موسئي، يعني عالم كثرات. در آنجا بايد احرام بي‌رنگي را بست. شما ببنيد نوع آن حضور در اينجا با حضور در نماز تفاوت كرد. حضور در نماز حالت بي رنگي ندارد يك فضاي ديگري دارد. حضور در صوم حالت بي رنگي و بي تعلقي را ندارد يك فضاي ديگري براي خودش دارد. اينجا آن حضور بي تعلقي كه در حرم پروردگار است و عرياناً اگر حالا چيز هم نبود مسأله‌ای نبود، خدا مي‌گفت آن دو تا را هم برداريد و ليكن بالاخره اين را ديگر نمي‌شود اين يكي را فاكتور گرفته و الا مي‌گفت اصل قضيه وَ مٰا كٰانَ صَلاٰتُهُمْ عِنْدَ اَلْبَيْتِ إِلاّٰ مُكٰاءً وَ تَصْدِيَه ... ﴿الأنفال‌، 35﴾ همان‌طوري، البته آنها هم كه اين كار را مي‌كردند روي حساب مي‌كردند آنها مي‌خواستند لباسي را كه با آن گناه كرده‌اند آن لباس نباشد، يعني گرچه غلط بود ولي تفكّر آنها اين‌طور بود. اين ا حرام است، يعني ورود در حرم خدا كه آن حرم هيچ رنگ و تعلقي ندارد عالم عماء است، عالم وحدت است، عالم هوهويت است، عالم لا اسم و لا رسم و لا كيف و لا كم است، عالم عدم هيچ‌گونه تعلقات چه تعلقات ممدوحه چه تعلقات غيرممدوحه است. اين حالت را اگر شخص محرم در هنگام لبيك به نظر بياورد كه من وارد در عالم بي رنگي و عالم‌ بی‌تعلقی شدم و اين حالت را تا آخر حفظ كند نه اين كه برای سر جاي نماز با آن حرفش شود يا اینکه در اينجا نشستن و يا در آنجا نشستن حرفش شود و يا برای سوار اتوبوس شدن و اين صندلي و آن صندلي نشستن حرفش شود و يا اين كه مثل آخوندهاي كاروان که می‌گویند: اينجا را عكس برداريد آنهايي كه دستگاه فيلمبرداري دارند فيلمبرداي كنند مواظب باشيد، از اينجا بگيريد فوت نكنيد اين عكس‌ها را داشته باشيد واي واي واي. پيغمبر هم با خودش دوربين عكاسي داشت و دوربين عكاسي با خودش مي‌آورد؟ امام صادق با خودش دوربين عكاسي مي‌آورد؟ بله ما كجاييم آنها كجا! اين حالت بي تعلقي را كه شخص در هنگام لبيك در خودش وارد كرد خودش را در آن حريم عماء كه لا بياض و لا سواد - البته آن سواد به خاطر عدم بياض است- و لا عَرَض است وارد مي‌کند كه ابيضيت و اسوديت و اصفراريت و احمراريت و هيچ نوري، هيچ رنگي، هيچ تعلقي، هيچ طعمي،‌ هيچ عطري، هيچِ هيچِ هيچ نيست اگر انسان خود را در آن فضا وارد كند آن مي‌شود احرام. پس حالا فهميديم يك حقيقت بسيط است ولي حقيقت بسيطه نيت بر ترك اينها نيست. ورود در فضاي عدم تعلق و حريم توحيد و احديّت نه واحديت، در احديت كه وارد مي‌شود آن وقت ظهور واحديت يكي يكي پيش مي‌آيد كه اينها مال مراتب بعدي است. پس احرام چيست؟ احرام بسيط است و مركب نيست. آن احرام يك لوازمي‌ دارد كه انسان بايستي ترك عطر و جماع كند نباید صيد کند و امثال ذلك از اين مسائلي كه هست.