جلسه ۱۱۷
15الآن در خارج همين طور است ما هر وقتي ميرويم يك كيلو يك جعبه پرتقال و سيب برميداريم ميگذاريم آنجا تا تمام شود، آنجا اين طور نيست وقتي كه ميروند در خارج و اینها ميروند چيزي بگيرند يك پاكت برميدارند دوتا سيب برميدارند، دو تا پرتقال برميدارند، هندوانه آن جا اين طوري نيست كه فرض كنيد هندوانه پنجاه و پنج كيلويي كه درون آن تشتی که لباس ميگذارند [باید] بار بزنيم، نه، يك قاچ از آن برميدارد ميگذارد، به اندازه روز خودش. اين خيلي خوب است كه اين طوري به اين نحوه آدم نه ديگر جايش گرفته ميشود نه ديگر انبارش هي پُر ميشود نه نميدانم خراب ميشود و اصراف ميشود و بايد دور ريخته شود، بله در آن زمان مسأله اين طور است، اين به آن قضيه ارتباط دارد، اين ميخورد در مبنا به آن مسائلي كه در آنجا هست خب انشاءاللَه كه..
تلميذ: معذرت ميخواهم همان طوري كه عرض كردم آن را غير فضولي ... فضولي اسمش اصلاً با خودش است يعني اصلاً مورد مورد علم نيست آن كه حضرتعالي فرموديد حالا من نميدانم...
استاد: نه آنها در آنجا قائلند بر اینکه، حتي تصريح دارند که حتي شخص علم هم داشته باشد كه آن رضايت ضمني دارد كافي نيست بايد حتماً به زبان بياورد، تصريح دارند.
تلميذ: ... كاشف از يك حقيقت خارجي ميكند.
استاد: دوباره اين برميگردد مسأله به همان كه عرض كرديم كشف نيست، نفس واقع است شما وقتي كه داريد انشاي عقد ميكنيد واقعيت خارجي ما نداريم.
تلميذ: نه درباره همان فرمايشي كه فرموديد ضمن طرفين شخص از جهت شرعي فقط ميآيد يك عقدي ميخواند و جنبه توحيدي دارد .... بين اين دو نفر علقه ايجاد شده.
استاد: نشده نخير.
تلميذ: علاقمندند.
استاد: خب باشد علاقه كه نكاح نيست. علاقه علاقه است، شما فرض كنيد كه به خيلي ها علاقمند هستيد معنايش نكاح است، علاقه كه يك نوع تعلقي است در نفس براي انسان پيدا ميشود انسان نسبت به يك نفر علاقه دارد به يك نفر علاقه او بيشتر است، همين طور بيشتر است و يك نفر را بايد هر روز ببيند هيچ كدام اینها نكاح نيست، اینها هر كدام از اینها يك واقعيتهایی هستند بسيطه كه در وعاء و در مرتبة خودشان بايد لحاظ شوند.

