جلسه ۱۱۷
18بعد آن شخصي كه از مراجع بود و مرد بزرگي بود، آدم خوبي بود، آن شخص در يك صحبتي چيزي به ديگران يك صحبتي شد بله راجع به قضيه لزوم در لزوم انشاء عقد به نفس عمل نكاحيه كه در عقد بايد به خود عمل نكاحيه هم بايد توجه داشته باشد به نفس و آن نفس اين فعل را هم بايد در انشاء اظهار كند و بياورد حالا ما خب در عقدهايي كه ميخوانيم يك همچنين چيزي نيست مثل اين كه اين ايراد دارد ولي اين يك همچنين چيزي را خب مرحوم آقا داشتند و آن شخص يكي گفته بود از آن حرفها كه آقا اين مسأله اين ديگر استفهام بود اين ديگر جنبه تعليلي دارد رعايت اين مسأله هم لازم است.
آن شخص كه يك مرجع بود گفت آقا اینها از مباحث بين اعلام است كه ايشان آقاي سيدمحمدحسين بله مباحث بين اعلام در نجف است يعني خلاصه شماها چيز نيستيد در حدّ شماها نيست مثلاً در مباحث بين اعلام است كه اين مسائل البته خب بله يك همچنين چيزي هست كه آيا عقد نكاح در آن معناي حقيقت نكاح چيست و آن فعل خارج است اینها ولي وقتي كه ما آن مباحث بسيطه معاملات را مطرح كرديم اینجا پيدا ميشود يعني اینجا آن قضيه ميآيد كه آيا عقد نكاح نفس فعل خارجي است آن عمل خاص است يا اینکه علقه خاص از يك واقعيت است كه بين طرفين ايجاد ميشود و آثارش آن است اگر آن باشد ديگر نيازي به اين انشاء نيست.
تلميذ: نظر شما اين دومياست؟
استاد: بله بنده نظر عبد.
تلميذ: ........؟
استاد: محترم است بله.
تلميذ: لزومي ندارد حتما عاقد ...؟
استاد: آنها هم براي ايشان، بله روايت داريم در اين زمينه كه عقودي كه در ساير اديان است محترم است.
تلميذ: .......؟
استاد: بله اين مسأله به دو صورت ميشود تصور بشود، صورت اول اینکه مقصود از عاقد در اين عقد صرفاً همان جواز حليّت و رؤيت نظر است بدون آن جنبه خود نكاحيّه و تعلق خاص، اگر اين طور باشد يك همچنين چيزي را ما نداريم، ما در شرع عقد به عنوان عقدي كه صرفاً موجب جواز نظر باشد، ما نداريم.

