جلسه ۱۱۷
22ما را هم ديگران ثنا ميكنند، لبخند و تبسمي هه هه، احمق، بيشعور، دارد بیخود مدح و ثنايت ميكند پدرت را دارد درميآورد، با اين مدح و ثنا ميداني چه بلايي سرت ميآورد؟ با اين مدح و ثنا دارد در تو سرطان ايجاد ميكند، آن شمشير درد دارد ميگويي آخ اين را آخش را آن طرف ميفهمي وقتي كه بدبخت شدي، بيچاره شدي، همه استعدادهايت از بين رفت، هان در عالم بهيميت و حيوانيت و شهوات و دنيا و كثرات افتادي، آن موقع ميفهمي كه چه به تو رفته، چه قضايايي به تو رفته، خب اين روايات را براي چه كساني گفتند، براي ما گفتن، فقط ما ميخوانيم و براي همه ميگوييم؛ يا بالاي منبر يا سر كلاس و در جلسات همه ميگوييم، آن وقت خودمان كي عمل ميكنيم؟ خودمان كي پاي عمل ميرسيم؟
يك آقايي آمده می گوید هر چه آقا بفرمايند، خيلي خب بنده گفتم كه بايستي كه اين، اين، اين را انجام بدهي، یکدانه را تا حالا انجام نداده است، پس چه شد هر چه آقا بفرمايند؟ آقا نميگويد كارت را ادامه بده، یکدفعه آقا ميآيد مثل بيل مكانيكي ـ ديديد چه جوري است؟ يك ماشينهايي براي جاده سازي ميآيد سنگها را همه را جمع ميكند، ميرود جلو اين شاخکهايش را ميگذارد روي زمين ميرود جلو صاف ميكند، يك وقتي نه، اینها ويژ ميرود در زمين يك متر و دو متر درميآورد بالا ميريزد اين طرف ـ اين بيل ميكانيكي مال خودت هم اين جوري است، گر خود نميپسندي تغيير ده قضا را، بله، لذا حضرت وقتي كه ميآيد تازه احكام حضرت ميشود احكام شرعي، تازه ميشود احكام شرعي واقعي، نه اینکه حضرت از خودش شرع جديد دربياورد، آن شرع رسول اللَه را حضرت ميآيد اجرا ميكند، شرعي كه رسول اللَه آورد و حاق واقع، همان را ميآيد اجرا ميكند و آن را انجام ميدهد.
اللَهم صل علی محمد و آل محمد

