جلسه ۱۱۷
11فرض كنيد كه يك شخصي كه وكيل بوده، شرط اين نيست كه مورد موردِ خاص باشد، بنده به شما وكالت ميدهم برويد براي من فرض كنيد كه فلان ماشين را بگیريد، نه ماشين خاص خب رفته گرفته آورده بفرما اين هم اين نوع ماشين كه گفتي. من به شما وكالت ميدهم كه آقا بلند شويد برويد دو كيلو برنج بخريد حتي از سر كوچهاي يا در بازار، نوعش را كه تعيين نكردم، گفتم برنج، بله شما غير برنج نميتواني انجام بدهي.
ولي در مورد وكالت گاهي اوقات مورد خاص قيد ميشود، مثل اين وكالتنامههایي كه امروزه مينويسند، وكالت نامه محضري ميدهند براي فروش مثلاً اين منزل، براي فروش اين زمين، براي فروش اين فرض كنيد كه چيز اين وكالت است، بعضي از وكالت نامهها نه، اين يك توسعه بيشتري دارد. براي فروش، براي هبه، حتي براي هبه هم وكالت ميدهند، براي مصالحه باز هم وكالت ميدهد، چرا؟ چون نسبت به شخص اعتماد بيشتري دارد، نسبت به شخص آگاهي بيشتري دارد، نسبت به شخص اطلاعاتش بيشتر است، آن به اصطلاح ارتباطش و رفاقتش و مسائلش اطلاع دارد.
چقدر از اين مسائل اتفاق افتاده كه وكيل بالا كشيده و مطاع را برداشته برده چون اطلاعي آن طور كه بايد و شايد نداشته فقط به خنده سر سفره او نگاه كرده، به آن پشت پرده و آن طرف سكه نگاه نشده، در حالتي که انسان براي شناخت يك فرد نبايد فقط به مواردي كه آن موارد، موارد مسالمت آميز است نگاه كند، بايد همه موارد را مورد نظر قرار بگيرد. ميگويند فلاني چقدر آدم خوبي است، بابا آن طرف او را نديدي آن طرفش را نديدي!.
تلميذ: اين مطالبي را كه شما فرموديد همه مصداق براي وكالت است چون ... ولو اینکه گفته من شما را وكيل كردم ولي قرينه در اینجا هست كه فضولي يا مقابل فضولي اصلاً اين طور نيست چون اقسامي دارد چون در اینجا اصلاً ميگويد من اذن نميدهم اجازه نميدهم باطل ميشود بعد از آن طرف بعضاً ميگويند اذن كشف از آن ... بعضي ميگويند همان موقع انشا و ...

