جلسه ۱۱۷
19مثل عقد اخوت که داريم واصيتك في اللَه و آخيتك في اللَه علي كذا و كذا خب اين هم يك عقد است، عقد اخوت است ديگر، وليكن اگر حالا ا اینها با هم خواهر و برادر كه نميشوند، جواز نظر كه پيدا نميشود، در اين موارد يا به عنوان برادري كه آن برادر نسبي خب در اینجا خب طبعاً نيست ولي اگر منظور اين است كه آن عقد ازدواج واقعي بين اين دو تا است ولو كان صبي او صبيى آن عقد ازدواج است و به واسطه آن عقد ازدواج طبعاً آثاري متحقق ميشود آن ايراد ندارد، يعني بايستي كه افراد را متوجه كرد كه اين در هنگام اجراي عقد اين مسأله باشد مثل اینکه وليّ يك طفل فرض كنيد كه ده است في عشرة سنين اين در عشرة سنين يك دختري را به عقد اين درميآورد، واقعاً درميآورد، بخاطر اینکه ديگران او را نبرند و بخاطر مصالحي درميآورد؛ كه حالا اين عقد باشد و بعداً وقتي كه اینها به سنّ تنفيذ رسيدند خب اینها خودشان تنفيذ ميكنند، حتي در مورد وليّ هم مسأله اين طور است، اين كه خب بالاخره شعور ندارد آن كه ده سالش است آن هم فرض كن كه شش سالش است هفت سالش است كه اصلاً عقل ندارد ولي واقعاً وليّ قصد عقد نكاح ميكند.
اگر اين طور باشد خب اشكال ندارد اين آثارش هم مترتب است و چيز نيست اين مسأله اتفاقاً از مسائلي كه نقدي كه وارد ميشود بر اين مسأله، كه بعضيها ميگويند؛ عقد جايز نيست، بخاطر اين است كه در اين گونه موارد، يعني نفس آن فعل خارجي در اینجا بايد مورد نظر قرار بگيرد که در اینجا اصلاً محقق نيست، بچه پنج ساله و دو ساله براي او فعل خارجي كه نميتوانيد تصور كنيد، اصلاً مقتضي نيست، استعدادش را حتي ندارد، استعداد وقوعي ندارد، و بله صرفاً در مقام تَحيُء و استعداد ذاتي در آن مرتبه بشود براي آن تصوري كرد، اما اين قابل براي عقد نيست.

