جلسه ۱۱۸
14[وَ عَنْ عَبْدِاللَه بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أخِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:] سَألْتُهُ عَنِ الْإحْرَامِ عِنْدَ الشَّجَرَه، هَلْ یَحِلُّ لِمَنْ أحْرَمَ عِنْدَهَا أنْ لَا یُلَبِّیَ حَتَّى یَعْلُوَ الْبَیْدَاءَ؟ ـ يعني ديگر تصريح است كه كسي كه احرام ميبندد تلبيه نگويد. حضرت ميفرمايند كه ـ قَالَ: لَا یُلَبِّی حَتَّى یَأْتِیَ الْبَیْدَاءَ عِنْدَ أوَّلِ مِیلٍ، فَأمَّا عِنْدَ الشَّجَرَه فَلَا یَجُوزُ التَّلْبِیَه.1 اين كه اصلا حضرت اين را به يك نحوي بيان كردند كه چيز. البته خب نسبت به خود چيز ما ميآييم و اين را عرض ميكنيم فعلا نه، حالا راجع به اينكه محل تلبيه كجاست، انشاءاللَه در روزهاي آينده. ولي در اينجا شما ميبينيد كه اصلا بين احرام و بين تلبيه حضرت تفرقه انداختند؛ احرام يك چيز ديگر است، تلبيه چيز ديگر است. احرام را بايد ببندي ولكن تلبيه را بايد به تأخير بياندازي تا اينكه به بيداء ـ يعني وادي وسيع ـ رسيدي، بايستي كه تلبيه را بايد در آنجا بگويي.
پس در اينجا ما استفاده ميكنيم كه چنان چه بعضي از اعاظم فرمودهاند، بعضي از بزرگان از فقها كه در تقارير خودشان فرمودند كه تلبيه جزء از احرام است و إحرام، أمرٌ مرکّبٌ من النیه فی التروک و الواجبات و لوازم الإحرام و همينطور در تلبيه؛ و حالا بعضيها لبس آن ثوبين را هم داخل قرار دادند و بعضيها نه، قرار ندادند، اينها وجهي ندارد و احرام همانطوري كه عرض كردم يك امر بسيط عبادي خاص است مثل صلاه و مثل چيز، همانطوري كه آن واجبات خود عمره و حج همه آنها امور بسيطه هستند كه هر كدام با يكديگر در مفهوم و در آن حقیقت و تأثير آن حقيقت در نفس، اينها با همديگر اختلاف دارند.
تلميذ: اعضاي بدن كه بعد از فوت حكم ...
استاد: بله! در صورتيكه غير مسلمان نباشد و فوت هم قطعي باشد، نه از اين فوتهایي كه ميگويند مغز و فلان و اين چيزها؛ اين طور نباشد، بله.
- ـ وسائل الشیعه، ج 12، ص 371.

