جلسه ۱۱۸
15تلميذ: .................؟
استاد: نه! وارث حقي ندارد.
تلميذ: پولي چيزي در عوضش ...
استاد: پولی كه ميگيرد خودش ...
تلميذ: در پيوند اگر بعد از چیز شود فايده ندارد، ميگويند مرگ مغزي ... منتهي خب اين قطعي است، جان یک نفر نجات پیدا میکند، مرگ مغزي اين طور نيست اين چطوري ميشود كه ..
استاد: ببيند بين مرگ مغزي و بين حيات فرقي نيست الا اينكه در آنجا مغز كار نميكند و اين كار نكردن آن نه به عنوان اين است كه كار نكند اصلا؛ كار غير عادي كه اكشن به آن ميگويند انجام نميدهد، ولي كار خودش را انجام ميدهد. الان همين قلبي كه دارد ميزند، تا از طرف مغز فركانس نياد به قلب و آن تيكهاي عصبي را تحريك نكند قلب نميزند. اينكه ميگويند كار نميكند غلط است، كسي كه در كما ميرود مغزش كار نميكند ولي قبلش از كجا دارد ميزند، از كجا دارد نفس ميكشد؟ اين عصب سوم گردن، عصب شش كه اين مخصوص براي تنفس غيراختياري است؛ از كجا اين دارد به آن فرض كنيد كه به آن مورس ميآيد؟ براي اين شما وقتي كه در خواب هستيد آيا با اختيار نفس ميكشيد؟ خب چطور اين در بيداري با اختيار است ولي در خواب بي اختيار است؟ خب خدا اينطور قرار داده است وقتيكه در بيداري است اختيار نفس را خدا مياندازد روي عصب اختياريه، آن كه با اختيار اين چيزهاي مغز و فركانسها و مورسهاي مغز بخواهد ميرسد به آن، در موقع خواب آن حالت جنبه اختياري مغز از كار ميافتد و ميافتد روي سيستم غيراختياري؛ پس مغز دارد كار ميكند.
اين قلبي كه الان در هر دقيقه دارد ميزند، هر يكدانه يكدانه آن طپشها از مغز دارد ميگيرد، خودش نميزند. يعني از عصب مغز آن فركانس ميآيد در نقاط تحريك پذيري الكتريكي؛ چون قلب هم يك نقاط الكتريكي دارد، در قلب برق است و اين برق باعث تحريك نقطه عصبي ميشود. وقتيكه نقاط عصبي قلب تحريك شود كه به آن ماهيچههای قبض و بسط قلب مربوط است آن را شروع ميكند به باز و بسته كردن، اين دم و بازدمي كه هست به خاطر همان است. هر مقداري كه آن تيكهاي عصبي از مغز زياد باشد، قلب بيشتر ميزند؛ هر مقدار كه كم باشد، قلب آهسته آهسته ميزند، قلب دست خودش نيست.

