اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۸

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی بساطت اعمال عبادی و معاملات شرعیه (2) - 07-06-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۱۸

16
  • بله! مرگ مغزي واقعي و فوت آن‌جا است كه اگر آن دستگاه كه پمپ می‌كند آن را خاموش كنند، قلب هم مي‌ايستد اين فوت است. ولي تا وقتي‌كه قلب دارد مي‌زند منتهي آن دستگاه كمك مي‌كند ولي اين قلب دارد مي‌زند، یعنی آن دستگاه تقويت مي‌كند؛ ـ مثل اين‌كه اكسيژن برسانند به شش و ريه و اين دستگاه آن را تقويت مي‌كند ـ تا وقتي آن دستگاه تقويت مي‌كند اين نمرده است.

  • البته نظر بنده اين نيست كه دستگاه را بگذارند باشد براي ابد، نه خير! بايد مداواي مريض در حدّ متعارف باشد. يعني الان حد متعارف اين است كه اين مریض را كه بخواهند ملاحظه كنند و نگه دارند؛ دو روز يا سه روز است، بقيه را به زور نگه مي‌دارند و اين حرف‌ها. اين به زور نگه داشتن نيست، شرعا واجب نيست، بلکه بايد گذاشت كه بميرد. چون ديگر خود بدن رو به اضمحلال است، رو به تحليل است، نه اين كه حالا بگذاريم تا پنجاه سال ديگر همين‌طور خب مي‌زند ديگر، تا پنجاه سال ديگر قلب مي‌زند و مواد رقيق كننده فرض كنيد كه آن هم مي‌زنند به اين خون و مثل هپارين و اين هم مي‌گردد و مغز هم كار كرد نكرد، بالاخره الان خون در بدن مي‌گردد و بدن هم گرم است. بخاري هم کنارش بگذاري گرم مي‌شود، اين گرما، گرماي حيات نيست. اگر به اين نحو باشد اين فوت فوت است و الا اگر نه؛ اين دارد كار مي‌كند، دستگاه هم هست و تقويت مي‌كند، به او ويتامين مي‌رساند، سرم به او مي‌دهد كه اين تغذيه سلولي از كار نيفتد. اگر از كار بيفتد از آن طرف مشكل پيدا مي‌كند؛ مغز چهار دقيقه به او تغذيه نرسد ـ يعني اكسيژن نرسد ـ از كار مي‌افتد، يعني سلول‌هاي او مي‌ميرد.

  • در اين‌جا مثلا فرض كنيد كه به قول اينها ـ [اطباء] ـ مي‌گويند مانیتور فلت ـ [صفحه نمایش اتاق بیمار، خط ممتد و صاف را نشان می‌دهد که نشان دهنده مرگ بیمار است] ـ مي‌شود، اين بخاطر اين است كه آن امور غير ارادي را انجام نمي‌دهد مغز و الا اگر انجام بدهد، قلب هم بايد كار كند؛ لکن نه قلب كار مي‌كند، نه اعضای ديگر كار مي‌كند، هيچ عضوی کار نمی‌کند مثل جهاز هاضمه. بله! ممكن است آن تيك‌هاي عصبي نسبت به روده آن هم از كار بيفتد، اين هست. آخر چيزي كه از اين فعاليت مغز باقي مي‌ماند؛ فقط ارتباطش با قلب است. آن آخرين چيز، كه همان تيك‌هاي عصبي كه از زير مخچه مي‌رسد به قلب که الان مي‌زند، آن تا وقتي‌كه هست؛ اين زنده است. اين معلوم است كه این روح به اين بدن تعلق دارد، وقتي تعلق دارد ولو اين‌كه فردا مي‌ميرد هنوز زنده است. شما آدم زنده را برمي‌داري سرش را ببُري، قلبش را بدهي به اين؟! خب اين هم همان است ديگر؛ حالا جان يكي در خطر است خب باشد. روزي هزار هزار دارند مي‌كشند، هيچ در خطر هم نيست؛ بمب مي‌ريزند روي سر مردم، مسأله نيست؛ با گلوله همه را مي‌كشند، مسأله‌اي نيست. بله! دنيا را داريد مي‌بينيد که چه خبر است، تمام اين ادعاهای مدافع بشر بر عليه امپرياليسم و نمي‌دانم اين فلان و اين‌ها همه باد هوا بود، همه اين‌ها باد هوا است، اين عبرت براي ما است، ما بايد حواسمان را جمع كنيم در اين دنيا، كه همه اينها باد هوا است. طرف ايستاده در يكي از همين كشورهاي عربي [لیبی] ديوانه وحشي بياباني [قذافی] قيافه او مثل اين بياباني‌ها بود، آدم از قيافه او وحشت مي‌كند. مي‌گويد: اين قدر مي‌زنم و مي‌كشم كه تا وقتي‌كه فلان. چرا؟ چرا اين قدر مي‌زني مي‌كشي؟! چرا، چون من بايد باشم. اين همان كسي بود كه قبلا مي‌گفتند كه بله! اين بر عليه فلان است، اين بر عليه غرب است، اين فلان است. بابا اين از قيافه او هزار تا شرارت مي‌بارد، فلان مي‌كند، چكار مي‌كند، كسي گوش نمي‌كرد، حالا هم همين است، حالا هم همين‌طور است.