جلسه ۱۱۸
11از جمله احرام، احرام هم داخل در همين مسأله قرار ميگيرد. و لذا اگر فرض كنيد كه در رواياتي داريم كه اين احرام نسبت به تروك احرام، اين است كه از آن چه را كه خداوند آن را حرام كرده است اين اجتناب كند يا مثلا لبيك گفتن. مثلا سوال ميكند أبيبصير از امام صادق علیهالسلام: إذَا أرَدْتَ أنْ تُحْرِمَ یَوْمَ التَّرْوِیَه فَاصْنَعْ کمَا صَنَعْتَ حِینَ أرَدْتَ أنْ تُحْرِمَ، ـ در مورد عمره انجام دادي در ترويه هم همين را انجام بدهد. ـ بعد حضرت ميفرمايد: ثُمَّ تُلَبِّی مِنَ المَسْجِد الحَرَامِ کمَا لَبَّیْتَ حِینَ أحْرَمْتَ1. خب اين احرام در اينجا، نه اين است كه خود تلبيه است؛ احرام يك امر ديگري است كه آن همان است كه عرض كرديم، يعني ورود در يك فضايي كه آن فضا، اقتضاي آن ظرفيت و مظروفيت خاص را ميكند.
مثلا در اينجا داريم كه روايت صدوق است از سلیمان بن جعفر قال: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیهالسلام عَنِ التَّلْبِیَه وَ عِلَّتِهَا. فَقَالَ: إنَّ النَّاسَ إذَا أحْرَمُوا نَادَاهُمُ اللَه تَعَالَى ذِکرُهُ، ـ اين فاء دارد و فاء، غلط است ـ فَقَالَ: یَا عِبَادِي وَ إمَائِی! لَأُحَرِّمَنَّکمْ عَلَى النَّارِ کمَا أحْرَمْتُمْ لِی. فَقَوْلُهُمْ لَبَّیْک اللَهمَّ لَبَّیْکَ، إجَابَه للَّه عَزَّوَجَلَّ عَلَى نِدَائِهِ لَهُمْ.2 خب اين فرض كنيد كه اين احراميكه او ميبندد، اين احرام اين همان ورود در يك فضايي است كه به واسطه او، نار هم حرام ميشود؛ نه اين كه يك لباس باشد يا اين كه تركيبي از و لبس و تلبيه و اين نيت بر تروك و نيت بر انجام اينها باشد.
مثلا در اينجا داريم كه روايت شيخ مفيد است در مُقنِعَه، ميفرمايد كه قال علیهالسلام: إذَا أحْرَمْتَ مِنْ مَسْجِد الشَّجَرَه فَلَا تُلَبِّ حَتَّى تَنْتَهِیَ إلَى البَیْدَاء.3 يعني در اينجا تلبيه با احرام اصلا فرق ميكند، اين مسأله دو تا است. تلبيه آن را ميآيد تثبيت ميكند؛ اما خود احرام نه، آن تفاوت ميكند.
- ـ وسائل الشیعه، ج 12، ص 397.
- ـ وسائل الشیعه، ج 12، ص 375.
- ـ وسائل الشیعه، ج 12، ص 372.

