اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۱۸

0
فقه

احرام از محاذات میقات - بررسی بساطت اعمال عبادی و معاملات شرعیه (2) - 07-06-1432

نسخه عربی

جلسه ۱۱۸

12
  • يا مثلا فرض كنيد كه در اين‌جا داريم عبداللَه بن جعفر روايت مي‌کند از بزنطي، قال: سَألْتُ أبَاالحَسَنِ الرِّضَا علیه‌السلام کیْفَ أصْنَعُ إذَا أرَدْتُ الْإحْرَامَ؟ قَالَ: اعْقِدِ الْإحْرَامَ فِی دَبْرِ الفَرِیضَه حَتَّى إذَا اسْتَوَتْ بِک الْبَیْدَاءُ فَلَبِّ. قُلْتُ: أ رَأیْتَ إذَا کنْتُ مُحْرِماً مِنْ طَرِیقِ الْعِرَاقِ؟ قَالَ: لَبِّ إذَا اسْتَوَى بِک بَعِیرُک.1 اين احرام را خب مستحب است که بعد از يك نماز واجب انجام شود؛ اگر نماز واجب نيست، مستحب است كه انسان دو ركعت نماز بخواند [و بعد مُحرم شود]. حضرت مي‌فرمايد: عقدِ احرام را اين گونه ببند. خب عقد احرام را چه طور بايد بست؟ چكار بايد كرد اين عقد احرام را؟ حضرت كه نمي‌فرمايند در اين جا چه بگو. مي‌فرمايد: احرامت را بعد از صلاه فريضه انجام بده؛ يعني همان نيت بر چه، بر اين فعل عبادي خاص. حتی إذا استوت بک البیداء؛ بايد بياي جلو، گفتيم در آن‌جا مستحب است كه انسان يك مقداري از مسجد شجره رد شود بعد لبيك بگويد. از خود مسجد شجره هم اشكال ندارد، چون رسول خدا از هر دو جا شنيده شده که فرمودند.

  • تلميذ: .......؟ 

  • استاد: بله! البته خب همين جا هم داريم ديگر، اين احرام بر چه باشد مثلا. اين‌جا ببينيد حضرت مي‌فرمايد كه إعقد الاحرام؛ عقد احرام را در دَبر فريضه بايستي كه ببندي يعني اين كه محرم شوي. آن‌وقت حضرت به او نمي‌فرمايند كه چكار كن، چه نيتي را انجام بده، چه چيزهايي در اين نيت تو باشد. خودت احرام را مي‌بندي، يعني من خدايا وارد در عمره شدم، من با اين نيتي كه كردم خودم را وارد در اين عمل عبادي عمره يا عمل عبادي حج كردم، در اين فضا خودم را وارد كردم. اين مي‌شود چه؟ اين مي‌شود عقد احرام. درحالتي‌كه لبيك كه از اركان تثبيت خود احرام است حضرت در اينجا ندارد. حتی إذا استوت بک البیداء؛ بايد بياي جلو بيايي جلو وقتي كه زمين صاف شد، آن صحرا ديگر ـ چون سرازيري است ـ وقتي كه در آن‌جا صاف شد، يعني يك كيلومتري يا بيشتر آمدي، آن‌جا تازه [می‌گویی] فَلَبِّ. امام رضا مي‌فرمايند كه اين‌جا بايستي كه تلبيه بگويي. قُلْتُ: أ رَأیْتَ إذَا کنْتُ مُحْرِماً مِنْ طَرِیقِ الْعِرَاقِ؟ قَالَ: لَبِّ إذَا اسْتَوَى بِک بَعِیرُک، يعني باز هم حضرت نمي‌فرمايند كه همان موقعي كه سوار شتر شدي همان موقع تلبیه بگو. نه! وقتي‌كه يك مقداري راه آمدي و اين شتر ديگر آرام شد و شروع كرد به حركت. إستوي بک يعني كم‌كم ديگر، اول از حركتي كه مي‌آيد؛ خب پستي دارد، بلندي دارد، وقتي‌كه اين بعیر آرام گرفت، يعني ديگر يك راه مستوي را اين بعير شروع كرد به رفتن، مثلا يك ربعي، نيم ساعتي از حركت ما گذشته بود كه سير ديگر شد سيري كه مشخص است به اين نحو است؛ اين موقعِ تلبيه است. پس ما نداريم كه در موقع احرام تلبيه بگوييم؛ اصلا احرام چيز ديگر است، تلبيه چيز ديگر است. اين‌ها همه جدا هستند درحالتي‌كه تلبيه واجب است و حتما بايد باشد.

    1. ـ وسائل الشیعه، ج 12، ص 371.