افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (1)
توضیحات:
احرام از محاذات میقات - افتراق بین تلبیه و نیت احرام (1) - 13-06-1432
افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (1)
6خصوصیت مولای حکیم
مولا کسی است که وقتی حکمی را جعل میکند مقام اثبات با مقام ثبوتش یکی است و حیثیت تشریعیه با حیثیت تکوینیه، موبهمو برابری میکند، این مولا، مولای حکیم است.
وقتی که میفرماید: «عطر نزن»، یعنی اگر شما عطر زدید، آن اثر مترتبه بر احرام ترتّب پیدا نمیکند. اگر فرمود: تغطیۀ رأس برای رجل جایز نیست، شما نمیتوانید بگویید که زشت است، بنده عمری با حساب و کتاب عمامه گذاشتهام، حالا اینجا بدون عمامه باشم؟! زشت است! یکطوری است! پس ما عمامه بگذاریم! مولا نهتنها این حرفها را قبول نمیکند بلکه دوتا هم بر سرت میزند که برو بابا عمامه چیست؟! استامبولی هم روی سرت بگذاری با عمامه فرق نمیکند، اینجا نباید تغطیۀ رأس باشد. این مسئله است!
حقیقت تشریعیه براساس یک واقعیت تکوینیه تحقق پیدا میکند؛ لذا تا اصل نباشد، فرع نیست، تا علت نباشد، معلول نیست. آن واقعیت تکوینیه که براساس آن، حقیقت تشریعیه تشریع شده است، واقعیتی است که در آن عطر نیست، با استعمال عطر، تغطیۀ رأس و امثالذلک منافات دارد.
این مسئله در مورد صوم و اعتکاف هم همینطور است، در مورد سایر مسائل و عبادات هم به همین کیفیت خواهد بود. پس احرام عبارت است از نیّت ورود در این فضای نُسک مخصوص که این میشود احرام و این نیّت ارتباطی با لبیک ندارد، لبیک برای خودش یک حقیقت و واقعیت دیگر دارد، همانطور که لبس ثوبین هم برای خودش یک واقعیت دیگر دارد مثل وقوف در میقات که واقعیت دیگر دارد، هر کدام از اینها یک واقعیت مختص به خود دارند. وقوف در میقات و لبس ثوبین از مقدمات و مقارنات است، همینطور غسل احرام و اتیان به قرائت رکعتین از مقارنات با احرام هستند و بهتر این است که دَبر فریضه باشد بهخصوص دَبر فریضۀ زوال، مستحب است.
لباس، غسل احرام، قرائت رکعتین و وقوف در میقات، هیچکدام از اینها ارتباطی به احرام ندارند، همینطور لبیک هم ارتباطی با احرام ندارد. لبیک امرٌ تشریعی لتثبیتِ الإحرام کَتَکبیرة الصلاة امرٌ تشریعی و جزءٌ فی الصلاة لِتَثبیتِ الإحرام فی الصلاة، همانطور که شما نیّت احرام در صلاة میکنید و میگویید که احرام در صلاة ببند، وقتی که شما این کار را انجام میدهید، چه حالی برای شما حاصل میشود؟! همین مسئله در مورد تکبیرة الإحرام حاصل میشود، لذا میگویند که وقتی مأمومین آمادگی برای نماز داشتند، آنوقت افرادی که متأخر از امام هستند، بدون تکبیر آنها میتوانند تکبیر ببندند، این معنایش همین است.

