اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)

14٬156
فقه

احرام از محاذات میقات - افتراق بین تلبیه و نیت احرام (2) - 14-06-1432

افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)

توضیحات:

احرام از محاذات میقات - افتراق بین تلبیه و نیت احرام (2) - 14-06-1432

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

افتراق بین تلبیه و نیّت احرام (2)

10
  • عن ابن ابی عمیر عن حفص بن البَختری ِّ و عبد الرحمن بن الحجّاج و حماد بن عثمان عن الحلبی جمیعاً عن أبی‌عبدالله علیه السلام قال: «إذا صَلَّیتَ فی مسجدِ الشجرةِ فَقُلْ و أنتَ قاعِدٌ فی دُبُرِ الصلاةِ قبلَ أن تَقومَ ما یقولُ المُحرِمُ، ثُم قُم فَامْشِ حتی تَبلُغَ المِیلَ و تَستَوی بِكَ البَیداء، فإذا اِستَوَتْ بكَ فَلبِّه».1

  • همۀ [روات] صحیح هستند، حضرت نمی‌فرمایند که لبیک بگو! بلکه می‌فرمایند که آن چیزی را بگو که مُحرم باید بگوید، دعای آن در روایت هست که قبل از احرام باید بخوانید، می‌فرماید:

  • خدایا من بدن خودم را از هر آنچه که نهی فرموده‌ای حرام کرده‌ام و... من عبد تو هستم، من تحت عبودیت تو درمی‌آیم و از هر چه تعیّنات است خارج می‌شوم و بنابراین، این کارها را انجام می‌دهم.2

  • واقعاً این روایت عجیب است، یعنی حضرت در ابتدا احرام را در فضایی می‌برند که مُحرم باید در آن فضا وارد شود، بعداً لوازم احرام ـ تروک، عدم آمیزش با نساء و امثال‌ذلک ـ به‌دنبال آن می‌آید، «ثُم قُم فَامْشِ حتی تَبلُغَ المِیلَ»، یک میل از مسجد شجره خارج شوید. شما صریح‌تر از این روایت چه می‌خواهید؟! هم آن روایت صریح است، هم این روایت که می‌فرماید: «و تَستَوی بِكَ البَیداء»، وقتی این‌طور شد، «فإذا اِستَوَتْ بک فَلبِّه».

  • تلمیذ: آیا منظور فاصلۀ بین انجام احرام و تلبیه است که حتماً باید به صحرا رفت تا مسیر صاف باشد؟

  • استاد: ببینید من هم عرض کردم که بیداء یعنی وقتی که...

  • تلمیذ: مسجد شجره و بیداء متصل به شهر هستند یعنی اگر ما سوار اتوبوس شدیم قبلش بگوییم و بگذریم؟!

  • استاد: نه، باید مدتی بگذرد؛ یک کیلومتر برود.

  • تلمیذ: اگر در شهر هم بود، اشکالی ندارد؟

  • استاد: بله، در شهر نیست، الآن مسجد شجره خارج از مدینه است.

  • تلمیذ: الآن متصل است.

  • استاد: متصل است ولی خارج است، یعنی در (حوالی) مسجد شجره منازل نیست، سمت مسجد شجره به همان سمت مکه است؛ یعنی وقتی که مُحرم و معتمر از مسجد شجره بیرون می‌آید به سمت مدینه برنمی‌گردد بلکه به سمت مکه می‌رود، به سمت مکه هم بیداء است، یک میل بعد از مسجد، بیداء است یعنی در همان‌جا اگر سرازیری را طی کند دیگر جاده صاف می‌شود و بیابان را ادامه می‌دهد، حضرت می‌فرماید که در آنجا تلبیه نگو بلکه در آنجا قل ما یقول المُحرم که همان دعا است که من احرام می‌بندم ـ فرض کنید که (اجتناب از) طیب، نساء، صید و امثال‌ذلک ـ و خودم را محرم می‌کنم ولی صحبت از تلبیه نیست، بعد حضرت می‌فرماید که حرکت کن و در روایت‌های دیگر داریم که ماشیاً أو راکباً. بنابراین بهتر است وقتی که انسان سوار اتوبوس می‌شود، تلبیه نگوید، وقتی که اتوبوس حرکت کرد و بیرون آمد و از مسجد شجره هم بیرون رفت، آن‌وقت تلبیه بگوید. اینکه من قبلاً به خانم‌هایی که می‌پرسیدند: «آیا تلبیه باید حتماً در مسجد شجره باشد؟» می‌گفتم که لازم نیست بلکه در همان حوالی هم باشد اشکال ندارد، به‌خاطر همین قضیه بوده است که خود مسجد شجره الزامی برای احرام (تلبیه) ندارد.

    1.  وسائل الشیعة، ج 12، ابواب الإحرام، باب 35، ص373، ح 3.
    2.  وسائل الشیعة، ج 12، ابواب الإحرام، باب 16، ص340، ح 1:
      «عن مُعاویة بنِ عمّارٍ عن أبی‌عبدالله علیه السلام قال: ”لا یکونُ الإِحرامُ إِلاّ فِی دُبُرِ صلاةٍ مکتوبَةٍ أو نافِلةٍ فإِن کانَتْ مَکتُوبةً أحْرَمْتَ فی دُبُرِها بَعدَ التّسلیمِ و إِن کانَت نافلةً صَلّیتَ رَکعتینِ و أحرَمتَ فی دُبُرِهِما فإِذا اِنفَتَلْتَ مِن صلاتِک فاحمدِ الله و أثْنِ علیهِ و صَلِّ علی النّبی صلّی الله علیهِ و آلهِ و تقُولُ: اللهمّ إِنِّی أسألُک أن تَجَعَلَنی مِمّنِ اِستجابَ لکَ و آمَنَ بِوَعدِکَ و اِتَّبَعَ أمرَکَ فَإِنِّی عَبدُک و فِی قَبضتِکَ لا أُوقی إِلاّ ما وَقَیتَ و لا آخُذُ إِلاّ ما أعطَیتَ و قد ذَکرْتَ الحجَّ فأسألُک أن تَعزِمَ لی علیهِ علی کتابِک و سُنّةِ نبیک صلّی الله علیهِ و آلِهِ و تُقَوِّینی علی ما ضَعُفتُ عَنهُ و تَسَلَّم مِنِّی مَناسِکی فِی یسرٍ مِنک و عافِیةٍ و اِجعلنِی مِن وَفدِکَ الّذِین رَضِیتَ و اِرتضَیتَ و سَمَّیتَ و کَتَبتَ اللهمّ إِنِّی خَرَجْتُ مِن شُقّةٍ بَعیدةٍ و أنفقتُ مالی اِبتِغاءَ مَرضاتِکَ اللهمَّ فتَمِّمْ لِی حَجِّی و عُمرتی اللهمّ إِنِّی أُرِیدُ التّمتُّعَ بِالعُمرةِ إِلی الحجِّ علی کتابِک و سُنّةِ نبیک صلّی الله علیهِ و آلِهِ، فإِن عَرَضَ لِی عارِضٌ یحبِسُنِی فحُلَّنی حَیثُ حَبَستَنی لِقَدَرِکَ الّذِی قَدَّرْتَ علی اللهمّ إِن لم تَکن حَجَّةً فعُمرةً أحرَمَ لک شَعرِی و بَشرِی و لَحمِی و دَمِی و عِظامِی و مُخِّی و عَصَبِی مِن النِّساءِ و الثِّیابِ و الطِّیبِ أبتغِی بِذلِک وَجهَکَ و الدّارَ الآخِرةَ، قال: و یجزِیک أن تقُولَ هذا مَرَّةً واحِدةً حِینَ تُحرِمُ ثُمَّ قُم فَامْشِ هُنَیهَةً فإِذا اِستَوَتْ بِکَ الأرضُ ماشیاً کُنْتَ أو راکباً فَلَبِّ“.»
/ 260