ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام
2أعوذ بالله من الشیطان الرّجیم
بسم الله الرحمن الرَّحِیمِ
در جلسات گذشته صحبت دربارۀ احرام بود که احرام امر بسیطی است و مرکب نیست. مرحوم شیخ طوسی و همینطور بسیاری دیگر از بزرگان قائل به بساطت هستند ولی علامه قائل به ترکّب احرام است که مرکب از نیّت و لُبس ثوبین و همینطور تلبیه میباشد و احرام را بدون یکی از اینها ناقص میداند.
البته ثمرۀ نزاع هم در این مسئله وجود دارد؛ مثلاً شخصی متوجه نشود و با لباس به میقات برود و در آنجا نیّت کند و تلبیه بگوید، بعد یکدفعه متوجه شود که لباسش [لباس احرام نیست]؛ این احرام در اینجا منعقد نشده است. اینطور نیست که منعقد شده باشد ولی فعلیتش مترتّب بر لبس باشد، چرا؟ چون مسلم این است که ما در روایات داریم: احرام با تلبیه منجّز میشود،1 درحالیکه این شخص تلبیه را گفته است، بنابراین این تلبیه مؤثر نبوده است مثل اینکه تلبیه را در هتل بگوید؛ تأثیری ندارد.
ولی اگر ما قائل به بساطت در احرام باشیم که خودِ احرام عبارت است از همان نیّت، وقتی که در آنجا ـ حتی اگر لبس برای او محقق نشده باشد ـ تلبیه را بگوید، محرِم است اما وقتی که متوجه میشود، باید احرام بپوشد؛ لباس احرام، امر زائدی بر احرام است مثل انگشتر به دست کردن یا نکردن. لباس محرم باید به این کیفیت باشد. همانطور که در یکجا اگر چارهای نداشت مثلاً باران بیاید و احرامش را خیس کند و خوف مرض و سرما داشته باشد، در اینجا باید همان لباس خودش را بپوشد ولی بعداً باید کفارهای بپردازد. عوض شدن لباس کاری به احرامش ندارد؛ احرام سر جای خود باقی است و محرم هم هست، از سایر محرمات هم باید اجتناب کند اما فقط لباسش در اینجا عوض شده است؛ لباسش لباس احرام نیست، آن لباس عند الضرورة متبدّل شده است، حولۀ دیگری هم ندارد، از آنطرف هم باد میوزد، باران هم آمده و او را خیس کرده است، اگر لباسش را عوض نکند، سرما میخورد؛ لذا باید لباس را تغییر دهد، ولکن با این کیفیت.
- وسائل الشیعة، ج ۱۲، ابواب الاحرام، باب 14، ص ۳۳5، ح 5:
«عن جمیلِ بنِ دَرّاجٍ عن بعضِ أصحابِنا عن أحدِهِما علیهما السلام أنّهُ قال: فی رجُلٍ صلّى فی مسجِدِ الشّجرةِ و عقد الإِحرام و أهَلَّ بِالحجِّ ثُمَّ مسّ الطِّیبَ و أصابَ طَیراً أو وَقعَ علىٰ أهلِهِ قال: ”لیس بِشیءٍ حتّى یُلبِّی“.»
- وسائل الشیعة، ج ۱۲، ابواب الاحرام، باب 14، ص ۳۳5، ح 5:

