اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام

0
فقه
فقه

احرام از محاذات میقات - ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام - 14-11-1432

ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام

3
  • اما اگر قائل به ترکّب در احرام باشیم، در اینجا با تغییر لباس اگر در ابتدا با لباس احرام تلبیه گفته باشد می‌توانیم بگوییم که احرام منعقد شد و در تبدّل لباس دیگر خدشه‌ای وارد نمی‌شود ولی اگر با لباس احرام تلبیه نگفته باشد و حالا لباس احرام تغییر کرده است چون در ابتدای تلبیه که تلبیه باید متأخّر از لبس به ثوبین احرام باشد، در اینجا تلبیه مؤثر نیست زیرا تلبیه باید آخرین جزء برای احرام قرار بگیرد، اگر بر یکی از این اجزاء متقدِّم شد، تلبیه در اینجا تأثیر ندارد؛ پس در اینجا احرام محقق نشده است. از این جهت این مسئله آثار و نتایجی دارد.

  • بعضی‌ها التزام را به‌عنوان احرام به اضافۀ آنها گرفته‌اند؛ همان التزام نفسانی، نه نیّت احرام. گفته‌اند که احرام عبارت است از التزام نفس به انجام واجبات برای حج یا عمره و همین‌طور کفّ نفس از منهیّات و امثال‌ذلک‌.

  • جوابش این است که التزام با نیّت چه فرقی دارد؟! نیّت هم همین است. وقتی که شما نیّت صلاة دارید، در نیّت صلاتیه چه‌کار می‌کنید؟! همین‌که نیّت می‌کنید، این نیّت عبارت است از اقدام مکلّف بر اتیان به اجزاء صلاتیه و کفّ نفس از منافیات با صلاة؛ در اینجا التزام با نیّت تفاوت نمی‌کند.

  • معنای توطین نفس در احرام

  • در آخر الأمر، صحبت در توطین نفس است. گفته‌اند که احرام عبارت است از توطین نفس که بسیط است؛ یعنی کاری به نیّت ندارد. انسان باید در هر عبادتی نیّت داشته باشد؛ نیّت انجام این عمل، برای رضی الله تعالی را داشته باشد اما مسئلۀ توطین نفس یعنی آماده‌کردن نفس، باید تعلق خارجی داشته باشد. متعلق خارجی توطین نفس چیست؟! انسان بدون توطین نفس نمی‌شود [عملی را] انجام دهد. مثلاً وقتی که انسان می‌خواهد وارد مجلسی شود، توطین نفس می‌کند برای اینکه در این مجلس چه کارهایی را انجام دهد. وقتی که انسان می‌خواهد دست به یک کار مهم و شاقّی بزند، توطین نفس می‌کند که چطور باید با این مسئله مواجه شود. توطین نفس یعنی آماده‌کردن و پذیرش نفس برای این مسئله. طبعاً پذیرش نمی‌تواند به یک امر مبهم تعلق بگیرد بلکه باید به یک امر جزئی و به تشخّص خارجی تعلق بگیرد، این احرام می‌شود.