اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام

14٬096
فقه

احرام از محاذات میقات - ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام - 14-11-1432

ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام

توضیحات:

احرام از محاذات میقات - ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام - 14-11-1432

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ثمرات نزاع بساطت یا ترکّب احرام

4
  • جواب این است: همان‌طوری که در جلسۀ قبل نسبت به نیّت عرض کردیم، ما دو نیّت داریم که یک نیّت جزئی است و یک نیّت کلی است. نیّت کلی این است که مکلّف نیّت داشته باشد بر اینکه تکالیف را طبق ما أنزل الله به‌جا بیاورد. مثلاً الآن ما نیّت برای اقامۀ صلاة در وقت زوال همین امروز که روز چهارشنبه است، داریم یا نداریم؟! آیا در نیّت داریم که امروز نمی‌خواهیم نماز بخوانیم؟! اصلاً می‌خواهیم اعتصاب کنیم! چون حاجتمان برآورده نشده است، ما هم امروز نماز نمی‌خوانیم! ببینیم زور خدا بیشتر است یا زور ما! برآورده نشده است دیگر! شخصی گفت: «خدایا حاجتم را برآورده کن تا سه روز روزه بگیرم.» خدا هم حاجتش را برآورده نکرد. این شخص هم گفت: «خدایا از روی لج‌بازی با تو، نه‌تنها آن سه روز را روزه نمی‌گیرم بلکه سه روز از روزه‌هایت را هم می‌خورم! آن هم گُل روزه‌هایت را، یعنی نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم! خیال کرده‌ای؟! حالا حاجتمان را نمی‌دهی؟!» امروز اعتصاب می‌کنیم بر اینکه نیّت کنیم نماز ظهرمان را نخوانیم. اما یک وقت [این‌گونه نیست] و نیّت بر انجام صلاة ظهر را داریم؛ لذا در اینجا مسائل زیادی بر آن مترتّب می‌شود.

  • واجب مطلق بودن صلاة

  • اگر به یاد داشته باشید در مسئلۀ واجب مطلق و مشروط گفتیم که صلاة واجب مطلق است و واجب مشروط نیست. مشروط به وقت زوال، شرط وجودی است؛ شرط وجوب نیست؛ لذا شما الآن ـ هنوز که وقت زوال نیست ـ نمی‌توانید کاری انجام دهید که عالماً و عامداً نماز ظهر و عصرتان ترک شود. فرض کنید که ظهر تا غروب مثل زمستان پنج ساعت باشد، در این صورت شما نمی‌توانید من‌باب‌مثال پنج دقیقه به زوال، یک آمپول بی‌هوشی به خودتان بزنید و پنج شش ساعت بی‌هوش شوید!

  • شما که می‌گویید: «نماز واجب مشروط است»؛ یعنی تا وقتی که شرط نیامده است، اصلاً موضوع برای تعلّق حکم محقّق نشده است، یعنی خود شرط، موجِد موضوع برای تعلّق و ترتّب حکم است. اصلاً تا پنج یا دو دقیقه مانده به ظهر نماز ظهر واجب نیست! ما هم رأس دو دقیقه سرنگ آمپول را می‌کشیم و به خودمان می‌زنیم! پنج ساعت گارانتی! تا غروب می‌خوابیم، اصلاً خوابمان می‌برد! یک آمپولِ دیازپام بیست میلی، سی میلی، ـ سه یا چهار یا پنج میلی‌اش آدم را به خواب می‌برد ـ را می‌زنیم و پنج ساعت قشنگ تا وقت غروب می‌خوابیم؛ هیچ اشکال هم ندارد چون دست ما نبوده است! چون شرط تنجّز صلاة، شعور و ادراک انسان است، من هم که خواب بودم! مثل اینکه از اول [وقت]، تا پنج دقیقه بیدار بودیم و بعد خودبه‌خود خوابمان ‌برد؛ در این صورت گناه نکرده‌ایم، خوابمان برده است.

/