نیّت احرام (2)
توضیحات:
احرام از محاذات میقات - نیّت احرام (2) - 28-11-1432
نیّت احرام (2)
9حالا سؤال در این است که چرا امام علیه السلام در اینجا این مطلب را فرمودهاند؟! در «مَن أقامَ بِالمَدینةِ شَهراً» شکی نیست که یک ماه کمتر وجود ندارد.
رفقا باید در مقام استنباط این مطلب را که خیلی مهم است درنظر بگیرند که در بسیاری از موارد دیده شده که وقتی ما روایتی را از امام علیه السلام میشنویم مثلاً میگوید: «من أقام بمکة سنةً فهو من أهل مکة»، خیال میکنیم این روایت را خود امام انشاء کرده است منبابمثال گمان میکنیم که أبان خدمت امام صادق رسیده و از حضرت سؤال کرده است که مدت اقامۀ در مکه چقدر است؟! حضرت انشاء میکردند: «من أقام بمکة سنة فهو من أهل مکة و لا یجوز علیه التمتع». ولی مسئله اینطور نبوده است بلکه راوی سؤال کرده است که «من أقام بمکة سنة فهو من أهل مکة». حضرت در جواب فرمودهاند: بله! فهو من أهل مکة. ببینید کیفیت سؤال و جواب فرق میکند. یک وقت خود امام علیه السلام ابتدائاً میفرماید: «مَن أقام بمکة سنةً»، در این صورت حتماً باید آن را لحاظ کنیم مثل «مَن أقامَ بِالمَدینةِ شَهراً» که نمیتوانیم از آن تخطّی و تجاوز کنیم. اگر ما در اینجا اصلاً دو روایت «ستة أشهر» و «خمسة أشهر» را نداشتیم، از اول راحت بودیم چون خود امام انشاء کرده است که «مَن أقام بمکة سنة فهو من أهل مکة و لا یجوز علیه التمتع»؛ لذا اگر کسی یازده ماه هم بماند شهروند و قاطن به او اطلاق نمیشود و صدق شهروند نمیکند. ولی ما چه کنیم که همانطور که روایت سنة داریم، روایت ستة أشهر هم داریم؟! خمسة أشهر هم داریم! اینجاست که ما میمانیم! اینجاست که ما به این نکته پی میبریم که آن شخصی که از امام سؤال کرده است، اینطور گفته است که چه میزان برای بودنِ در مکه لازم است تا اینکه او قاطن و متوطّن بهحساب بیاید؛ آیا یک سال کافی است؟ حضرت میفرمایند: «من أقام سنة»، یعنی اگر یک سال بماند کافی است. بعد شخص دیگری سؤال میکند: کسی که شش ماه بماند چطور؟! حضرت میگویند: «بله کسی که شش ماه بماند قاطن و متوطّن بهحساب میآید.» حضرت در اینجا نگفتهاند که کسی که شش ماه بماند، پنج سال بماند یا مثلاً چهار سال بماند، اگر منظور حضرت یک سال بود و نه یک روز کم، چرا امام بعدی میگوید: «شش ماه بماند کافی است»، درحالیکه باید در اینجا میفرمود که یک سال است و اگر یک روز هم کم باشد کافی نیست!

