نیّت احرام (3)
8مبنای شرع در بیان اصول عملیه و غیر اصول عملیه
پس از اینجا استفاده میکنیم:
اولاً: مبنای شرع در بیان اصول عملیه و حتی غیر اصول عملیه مثل اصول لفظیه و امثالذلک، مبنای عرف است
میزان کاربرد اصول عملیه
ثانیاً: میزان کاربرد اصول عملیه در موارد، همان میزان عرف است. اگر عرف در یک مورد استصحاب جاری نمیکند، ما هم نمیتوانیم در آنجا جاری کنیم؛ گرچه «لا تَنقُض الیقینَ بِالشَّک» در آنجا باشد؛ یعنی «لا تَنقُض الیقینَ بِالشَّک» در آنجا میشود «بل اُنقضه بیقین آخر». اگر یک درصد از آن سابقۀ ذهنی باقی مانده باشد، آیا شما در آنجا استصحاب جاری میکنید؟! اگر نود و نه درصد احتمالِ تصور خلاف داشته باشید و فقط یک درصد نداشته باشید، کدام احمقی چنین استصحابی جاری میکند؟! دیوانه است کسی که بخواهد چنین عملی را انجام دهد. شارع میگوید که «لا تَنقُض الیقینَ بِالشَّک»، یعنی همان «لا تَنقُض» عرفی و همان شک عرفی.
در راه راجع به این مسئله صحبت شد که سابق هر وقت ما نمیآمدیم جناب برادر مکرم برای رفقا اساماس و به قول امروزیها پیامک میزدند که فلانی نمیآید! پیامک مثل پشمک، اردک، سیامک، چکاوک! از این پیامکهای پشمکی دیگر! حالا برعکس شده است! گفتم که آقا شما یک اصل عرفی را جاری میکنید! در آن موقع، غالب بر حضور ما، آمدن بود و وقتی غالب بر حضور است، آن تصور ذهنی بر روال آمدن است و خلافش باید گوشزد شود. الآن برعکس شده است! گفتم که خدا هم خودش یکطوریاش میشود! ما گفتیم که این سه روز هم در اینجا شهریه میدهند و ما نمیآییم و بعد معلوم شد که نه! اینها دیگر کارتی شده است و قضیه بهروز شده است و ما باید بیاییم! گفتیم که میآییم! یکدفعه خدا در کاسۀ ما گذاشت، گفتم مثل اینکه اگر ما هم بخواهیم بیاییم، از آنطرف قضیه لاک [قفل] میشود! کَت و کُولمان از کار افتاد و شبها بود که ما اصلاً خواب نداشتیم! تا صبح بیدار بودیم. گفتیم که خدایا خودت هم مثل اینکه بدت نمیآید که خلاصه ما مقداری خوش بگذرانیم! خلاصه الحمدلله الآن کمی حالمان بهتر شده است که توانستیم خدمت رفقا برسیم.

