
احرام قبل از مواقیت (2)
و استثنائات حرمت احرام قبل از میقات
احرام قبل از مواقیت - استثنائات حرمت احرام قبل از میقات (2) - 17-06-1434
احرام قبل از مواقیت (2)
توضیحات:
احرام قبل از مواقیت - استثنائات حرمت احرام قبل از میقات (2) - 17-06-1434
احرام قبل از مواقیت (2)
11مثل اینکه خیلی به ابیذر [علاقه داشته] و داغ بوده است! دیدم ابیذر اینجا است، گفتم که از اینجا احرام ببندم! بالأخره ابیذر از مدافعین و مجاهدین بوده است، حتماً از مسجد شجره مهمتر است! حالا چون قبر ابیذر در اینجا است، حتماً از آنجایی که خدا گفته بالاتر است! اینها همه خیالات ما است! ما هم همین هستیم؛ در همین حال و هوا هستیم!
در ادامه میفرمایند که خیال کردی که چون قبر ابیذر در اینجا است و مکان مقدسی است، پس ما محرماً از این قبر رد شویم و در حال عادی نباشیم؟! راوی میگوید: «حضرت به پدرم و [عبدالرحیم] گفتند: ”از کجا محرم شدید؟“ گفتند که از عقیق». فرمودند: «شما به آنچه را که تکلیف است، عمل کردهاید و اتّبعتُما السُّنّةَ». بعد حضرت میفرمایند: «و لا یعرضُ لی بابانِ کلاهُما حلالٌ إلاّ أخَذَتُ بالیَسیرِ و ذلك أنّ الله یسیرٌ و یحبُّ الَیسیرَ و یعطي على الیَسيرِ ما لا یعطي على العُنف»، خیلی کلام عجیبی است، حضرت میفرمایند که ما باید بنده باشیم؛ وقتی که خدا برای ما یسیر را انتخاب کرده است، چرا ما سخت را در پیش بگیریم؟! اینکه میآیی و سخت را در پیش میگیری، چه چیزی در دلت گذشته است که سخت را انتخاب میکنی؟! چرا میگویی که من سختتر را انتخاب میکنم؟! برای اینکه اجر و ثوابم بیشتر شود؟! احساس کنی که در این راه تحمل مشقت بیشتری کردهای؟! این شد نفس! همینجا پای نفس جلو آمد وقتی خدا گفته است که میتوانی یسیر را انجام دهی، برای چه به سراغ سخت رفتهای؟! مثلاً خدا گفته است که هم میتوانی در سایه نماز ظهرت را بخوانی، هم در آفتاب بخوانی، وقتی میتوانی چرا میگویی که من باید بروم در آفتاب ـ که داغ است ـ نماز ظهرم را بخوانم؟! معلوم میشود پای نفس جلو آمد، توجه کردید؟! برو در سایه بایست تا اینکه آفتاب به کلهات نخورد و داغ نکند و چنین چرت و پرتهایی از این کله در نیاید! برو در سایه بایست، هم خلوصت بیشتر است و هم نفست شکستهتر است چون دیگر نمیتواند پز دهد!
