
احرام قبل از مواقیت (2)
و استثنائات حرمت احرام قبل از میقات
احرام قبل از مواقیت - استثنائات حرمت احرام قبل از میقات (2) - 17-06-1434
احرام قبل از مواقیت (2)
توضیحات:
احرام قبل از مواقیت - استثنائات حرمت احرام قبل از میقات (2) - 17-06-1434
احرام قبل از مواقیت (2)
3نظر ایشان در همان وقتی که در آنجا بودند به این کیفیت بوده است ولی انسان دائماً در بستر تغیّر، تبدّل و تحوّل است. وضعیت ایشان در آن موقع با اواخر عمرشان خیلی تفاوت میکرد. این مسئله کاملاً ملموس و مشخص است که افراد به معانی عجیبی میرسند، خیلی عجیب بود.
در همین سفری که حدوداً یک ماه قبل به عمره مشرف شده بودم، کتاب مثنوی مولانا را هم برده بودم، هر شب وقتی که میخواستم بخوابم یک صفحه، دو صفحه میخواندم و بعد میخوابیدم. داستانی دارد؛ داستان آن طوطی و تاجر و هندوستان،1 وقتی که این داستان را خواندم، معنایی در ذهنم آمد و گفتم که عجب! ایشان میخواهد چه معنای عجیب و چه واقعیتی در ارتباط بین مسئلۀ عبودیت و ربوبیت که انسان در مقام عبد و بندگی و تظاهر به مظاهر باید چگونه باشد با این داستان ارائه دهد!
تعریف از کتاب مثنوی معنوی
واقعاً این کتاب عجیبی است؛ یعنی اکسیری است که انسان هرچه در آن غور کند به گوهرها و دُرَر ناشناختهتری میرسد، خیلی کتاب عجیبی است. بله! این معنی در ذهنم آمد و بعد خوابیدم. فرداشب به مسجدالنبی رفتم و بعد از نماز مغرب و عشاء در کنار ستون نشسته بودم و کاری هم انجام نمیدادم، قرآنی و چیزی هم نمیخواندم، فقط همین حال توجه بود که یکدفعه بدون اینکه توجه کنم، دیدم عجب! او اصلاً یک چیز دیگری را میخواهد بگوید. ما به خیال خودمان شقالقمر کردیم و فکر کردیم معنایی غیر از آن چیزی که همه میفهمند را فهمیدهایم و حالا ما چهکار کردهایم! فتح هند و چین و اینها را کردهایم! یکدفعه اصلاً دیدم عجب! معنایی در ذهن آمد که بین آنچه را که من در تصورش بودم و این معنا، تفاوت از زمین تا آسمان است؛ نه یک تفاوت قلیل بلکه تفاوت عظیمی بود که اصلاً مگر میشود انسان چنین چیزی را بهدست بیاورد! در عین اینکه آن معنای اول در جای خودش محفوظ بود؛ آن معنای اول هم معنای خیلی عمیق، دقیق، رقیق و بسیار قابل توجه بود اما این معنا یک معنای خیلی عجیبتر و میتوانم بگویم که برابر یک سِرّی بود.
- مثنوی معنوی، دفتر اوّل، بخش ۸4، قصۀ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت.
