جلسه ۱۳۳
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - شروع سال تحصیلی 1434 ـ 1435 - 1434-12-02
جلسه ۱۳۳
9ـ خدایا پس حساب من چه شد؟
ـ ملائکه دارند قلیان میکشند! بگذار تمام شود.
ـ آی خدا مُردم، آتش دارد هلاکم میکند.
ـ مسئلهای نیست، بگذار قلیانشان تمام شود.
قلیان ملائکه هم که وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمّٰا تَعُدُّونَ ﴿الحج، 47﴾ قليان كشي آنها يك روزش هزار سال است.
خدا نکند که بیفتد به حسابرسی. او خوب حسابرسی بلد است، چنان حسابی میرسد و چنان سرويسي ميكند، مياندازد جايي كه عرب ني انداخت!!
تلميذ: این که فرمودید خود انسان باید مواجه شود با قرآن، و در روایت حرف فقها را دخیل نکند، اگر ملاک همان ملاک اقتران با روح قرآن باشد، طبق این ضابطه باید بگوییم فقهایی که حيثيت اتصاليه داشتند، قول آنها، هنگام بررسي بر غير آنها مقدم ميشود.
استاد: منظورتان از حيثيت اتصاليه چيست؟
تلميذ:يعني اهل معني بودهاند و از بقيه جلوتر بودهاند.
استاد: بله حتما همینطور است.
تلميذ:یک نکتهی دیگر هم این که فرمودید بايد به فتواي فقهاي عصر قريب به ائمه مثل شيخ الطائفه توجه كنيم، اينها هم اهل فتوي بودهاند ومثل ما اجتهاد ميكردهاند؟
استاد: این حرفِ ابتدایی بنده بود. منظور اینکه آن فضای نزدیک معصوم را انسان میتواند از لابلای اینها به دست آورد نه اینکه اشتباهی نیست. خیلی از آراء مرحوم صدوق اشتباه است!1 ما آن را میپذیریم و مخصوصاً خیلی از آرای ایشان در باب زکات که حتّی ما یک وقتی پیش بعضی از این آقایان، بحث زکات را داشتیم، در آنجا کاملاً مشخص بود که آراء، آرائی است که محل تامل است. گر چه مرحوم صدوق حتّی قریب العهد به معصومین بود، ولی آراء ایشان را ما نمیتوانستیم با روایات منطبق کنیم. این هست!
راجع به این مسائل قبلاً صحبت شده بود و بنده این موضوع را در کتاب اجماع بحث کردهام که صرف آراء فقها، دلیل بر رفع ید از روایات و احادیث نمیتواند باشد. به این ملاک که، بالاخره اگر مسئلهای بود آنها میفهمیدند، اگر مانعی بود آنها درک میکردند، اینکه فتوی به خلاف حکم دادهاند حتماً جهتی داشته است، این نمیتواند جواب باشد. چرا؟ چون این فتوی مترتب است بر یک سری مقدماتی که از جملهی آن مقدمات، ارتکازات خود يك فقیه است. یک فقیه از نقطه نظر اطلاعات تا چه قدر در مرتبهی ارتکاز مسائل و فهم است. همانطور که ایشان فرمودند ممکن است فقیهی در فضا و ذوق ديگري باشد و فقیه دیگری در فضای دیگری باشد. شما فقیهی را نگاه میکنید، میبینید که این نسبت به یک قضیه یک جور فتوی میدهد، فقیه دیگر فتوای مخالف میدهد، بطوریكه شما تعجب میکنید، و این به دو روش برمیگردد، به دو سنخ بر میگردد.2
- جهت اطلاع رجوع شود به اسرارالصلاة، ص241 تأليف آية الله ميرزا جواد ملكي تبريزي رضوان الله عليه طبع بيدارفر
- جهت اطلاع رجوع شود به كتاب اجماع از منظر نقد و نظر، ص 226 تا آخر كتاب

