جلسه ۱۳۳
3حالا شما همین را در نظر بگیرید که شخصی بخواهد بر خلاف واقع، مسئلهای را مطرح کند و آن هم طبعاً نیاز دارد به اینکه یک سری مسائل را گزینشی بیاورد، یک سری مطالبی را استنباط کند، یک سری منابع را گزینشی در نظر بگیرد و آن منابعی که میتواند مخالف و منافی با مطلب او باشد را در وهلهی آخر و در رتبهی آخر قرار دهد.
اوّل بیاید یک سری مطالبی را طبق همان روش خودش بیان کند، یک فضایی را درست بکند، جوّی را و قضایایی را درست بکند- آن وقت بعداً شروع کند به مثلاً یک سری مطالبی که وقتی آن فضا آماده شد و ذهنیت آماده شد، بعد میگویند حالا گرچه روایتی هم داریم، از امام صادق علیه السّلام که آن هم روایتی است که به آن توجهی نمیشود - اتفاقاً باید به آن توجه هم بشود، چون روایت، روایت صحیح است- امّا کسی به آن توجهی نکرده است. بله! روایتی هم هست، خبری هم در این زمینه هست که مثلاً سندش هم فرض کنید هنوز معلوم نیست. حالا آن روايتي كه خودت بيان كردي اصل و سند ندارد، آن به جاي خود! ولی این فضا سازی کردن و آن مسئله را در آن فضا قرار دادن تا اینکه آن ذهنیت پیدا بشود، خودش مسئلهای است که ما باید خیلی متوجه این نکته باشیم، لذا وظیفهی مجتهد در استنباط احکام این است که قبل از اینکه سراغ آراء افراد عادی برود - منظور از افراد عادی نه یعنی افراد کوچه و خیابان بلکه یعنی افراد غیر معصوم- هر کسی میخواهد باشد و در هر رتبه ای میخواهد باشد، از افرادی که متعارَف هستند، قبل از اینکه سراغ اینها برود باید به اصل و ریشهی خودِ آن حکم مراجعت کند. اوّلاً بلا اوّل باید برود سراغ آیات، سراغ روایات. لذا در مسئلۀ استطاعت، رفقا دیدند قبل از این که ما اصلاً سراغ آراء دیگران برویم و تحقق استطاعت و شروط و شرایط استطاعت، اوّلاً بلا اوّل سراغ آیهی قرآن رفتیم. گفتیم که قرآن در این زمینه چه مطلبی را میخواهد ارائه بدهد، چه مطلبی را میخواهد القاء کند. آیه را نگاه کردیم دیدیم...... لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اَللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ اَلْعٰالَمِينَ ﴿آلعمران، 97﴾ خب در اینجا نه مسئلۀ زاد مطرح شده، نه مسئلۀ تحصیل زاد، نه تحصیل راحله، نه فرض کنید که تخلية السِرب و امثال ذلك، هیچ یک از اینها در اینجا مطرح نشدهاند، وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبيلا، تمام شد! در اینجا یک آیه هم بیشتر نداریم. لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ، با این تأکیدات و اینها.... و بعد هم مَنِ اسْتَطاعَ، کسی که بتواند راهی به سوی مکّه و به سوی ادای این فریضهی الهی پیدا کند. در آن زاد و راحله نیست، رفع موانع نیست، کاروان و مرکب و قافله نیست. هیچ چیز در اینجا نیست. به چه دلیل در اینجا وجود ندارد؟ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبيلا.

