جلسه ۱۳۳
2و در وهلهی اوّل، اوّلاً بلا اوّل، مجتهد باید به این سه اصل رجوع کند و بدون ملاحظهی آراء و مسائل دیگران، به این قضیه بپردازد. بعد از رسیدن به مسئله و به مطلب، آنگاه باید آراء فقهاءِ قریبِ به عصر معصومین علیهمالسّلام را مورد بررسی قرار دهد و سپس باید به آراء دیگران و همینطور متأخرین تعرض داشته باشد و متعرض شود.
آنچه که مهم است این است که در وهلهی اوّل ذهناش را نباید با آراء و فتاوای فقها در این زمینه مشوب کند که آن تأسی نداشته باشد و این یک قضیه خیلی عجیبی است که ما این را مشاهده میکنیم. اگر مشاهده کرده باشید، در خیلی از کتابها و تألیفات، نویسنده وقتی مطلبی را در نظر دارد، کیفیت کلمات، ترکیب کلمات، مونتاژ در عبارات، به نحوی است که اگر انسان یک خُرده دقت داشته باشد و تیز باشد، فوری میفهمد که الان دنبال چه مقصودی است و در صدد بیان چه مطلبی است. گاهی اوقات ممکن است با آن ذهنیت و فضا سازی که میکند، مطلبی را 180 درجه بر خلاف آنچه که هست و واقعیتاش، قرار دهد و این بر میگردد به جَوَلان فکریِ یک نفر؛ حتّی در سخن هم همین طور است. در سخن و سخنوری مسئله این است که یک گوینده چگونه ذهن یک مخاطب را برای تلّقی و قبول آن خواست و ایدهی خودش آماده کند و چه عبارات و چه کلماتی را به استخدام در بیاورد برای اینکه بتواند آن نیّت خود را در مخاطب القاء کند تا آن را بپذیرد، نه صرف القاء.
چون گاهی اوقات ممکن است متکلم اوّلاً بلا اوّل مطلبی را بگوید و مورد قبول مخاطب واقع نشود، قبول متفرع بر یک سری مقدمات است، بر یک سری مسائل است، بر یک سری مطالبي است که باید کم کم انجام شود. لذا رفقا در کیفیت طرح مطالب و مباحثاتی که با هم داریم، این مطلب را دریافتهاند که وقتی مسئلهای که بر خلاف فضا و سنت متداول بخواهد مطرح شود ما چقدر مسائل را بالا و پایین میکنیم تا اینکه آن واقعیت مسئله و حقیقت مطلب بتواند جای خودش را باز کند. اگر قرار باشد ما یک مسئله را همینطور بگوییم، بر اساس تفکر و فتوی و آراء خودمان مسئله را بگوییم، این نتیجهای ندارد. طبعاً این بحث و مجالس، به مجالس توضیح المسائل تبدیل میشود. اگر واقعیت قضیه و استنباط و استخراج حکم از روی اصل و ریشه بخواهد تحقق پیدا کند يك چنین مطلبی را میطلبد.

