جلسه ۱۳۴
8وقتی که نهی شارع به یک امری تعلق میگیرد، اِمّا بِلحاظِ ذاتِهِ و اِمّا بِلحاظِ سایر مسائل و سایر مقارنات و سایر ملاکات. یا اینکه خود اکرام الان فی حد نفسه مبغوض شارع هست یا نه؟ چون خود اکرام در حق این شخص، اسراف است. نفس اکرام الان اسراف است، نفس اکرام برای این ضرر دارد. نفس اکرام موجب عجب این شخص میشود، نفس این اکرام موجب تباهی وی میشود، نفس خود فعل در اینجا مورد کراهت شارع است. یا اینکه نه، اکرام آن بنده خدا مسألهای نیست، خیلی هم برایش خوب است. پس جهات خارجی در اینجا دخالت دارند، فرض کنید باعث شهرت این میشود یا افرادی ممکن است نسبت به این نظر پیدا کنند. خلاصه به جهات دیگری این اکرام داراي اشكال است.
در هر صورت اکرامی که شارع این اکرام را مورد خطاب قرار میدهد، و مورد انشاء قرار می دهد اِمّا بِلحاظِ ذاتِهِ و اِمّا بِلحاظِ مقارنات و ملاکات خارجی از ذات، من حیث المجموع آیا این اکرام مورد رضایت و امضای او هست یا نیست؟ صحبت این است.
اگر مورد رضایت اوست صد درصد به نحو استحباب در این صورت میشود: اَکرِم زیداً. اگرمورد رضایت اوست به نحو هشتاد درصد باز میگوید: اَکرِم زیداً. اگر صد درصد باشد لازمٌ انْ تُکْرم زیداً میآید. اگر هشتاد درصد باشد « لازمٌ » را نمیآورد، اگر به مرتبه ایجاب برسد، یجبْ انْ تُکْرِم زیداً، یا اَکْرِمْ زیداً علی کل حال که به نحو وجوب میآید. علی کل حالٍ با عبارات، انسان میزان رضایت و رغبت شارع را نسبت به انجام یک فعل، یا کراهت شارع را نسبت به یک فعل با کیفیّتِ عبارت میتوان تشخیص داد. همانطوری که ما در عبارات داریم «ينبغي » در لسان ادله هست یا« یجبُ» هست یا «یجب عن لا تفعل» هست، «ینبغی عن لا تفعل» است، «انا لا اُحبُ ذلک»، «لا اُحبُّ اَنْ تفعلَ» این معنایش این است که کراهت، کراهت مختصری است. یک وقتی« ینبغی ان لاتفعل » یعنی انا احبُ عن لا تفعل، اِنْ لا تفعل یکون احسن و امثال ذلك.

