جلسه ۱۳۴
11تلميذ : ايشان ميفرمايند به خاطر اينكه مخالفت با پيامبر و مخالفت با شيعيان كنند، بني اميه آمدند، انگشتر را در دست چپ كردند.
استاد : بله، بله لذا اين ديگر به عنوان آن سنت ديگر در دست راست میکنند...
تلميذ : خب الآن كسي كه به اين مبنا و اين نيت نيست؟
استاد : درست است امّا چون الان هم هستند، اتفاقاً الان هم هستند و افراد در دست چپ ميكنند، خودِ اهل تسنن تعمداً به دست چپ میکنند. ولي مسأله اين است كه در اينجا ممكن است ملاكِ انگشتر در دست راست کردن، اين ملاك به خود نفسالفعل برگردد. شرائط ديگر با ملاكات ديگر ضميمه ميشود. مثل اينكه اگر پاي راست را انسان در مسجد بخواهد بگذارد، نفس پاي راست را در مسجد گذاشتن خودش مسأله ممدوحی است. يا نوشتن با دست راست، باليمين و انجام كارها با دست راست. همينطور مسأله، مسأله تَخَتُم است. تَخَتُم باليمين اين علامت مؤمن است، علامتي كه دارد، یعنی در راستاي اين مكتب حركت ميكند. لذا در زمان معاويه قبل از اينكه معاويه بيايد و انگشتر را در دست چپ بكند، پيغمبر هم فقط انگشتر را در دست راست ميكرد و در دست چپ نميكرد. اميرالمؤمنين و امام حسن هم در دست راست ميكردند. ما نديديم كه اينها انگشتر در دست چپ كنند و اين انگشتر کردن در دست راست خودش مثل پاي راست در مسجد گذاشتن است. مثل نوشتن است، مثل تبّركي است. يمين از يُمن گرفته ميشود، دست راست را كه يمين ميگويند، به واسطه اين است كه يُمن با اين دست راست حاصل ميشود، لذا مستحب است انسان غذا را هم كه ميخورد با دست راست بخورد نه با دست چپ.
با دست چپ كمك گرفتن كراهت دارد. غذا را بايد با دست راست بخورد، بعضيها چپ دست هستند و عادت به اين دارند و از اين مسأله محروم هستند. در مورد آداب أكل همچنين مطالبي هست. آنوقت قضيه انگشتر در دست راست کردن چون به عنوان يك سنت مطرح بود، اين معاويه آمد و بر خلاف سنت انگشتر را در دست چپ كرد، يعني سنت از اوّل سنت بر دست راست بوده است. نه اينكه تفاوت بكند و معاويه بيايد يكسره كند، نه. معاويه آمد انگشتر را حتي در ملإ عام از دست راست درآورد و در دست چپ کرد. اين كار را معاويه كرد. بعد اهل سنت هم به تبع معاويه آمدند انگشتر را تَخَتُم باليسار قرار دادند. اين قضيه شعار شد. نه اين كه اين سنت از زمان معاويه تشكيل شد كه به خاطر معاويه مؤمنين دست راست ميكردند و آن اهل تسنن دست چپ ميكردند. معاويه آمد و بر خلاف سنت عمل كرد. لذا در روايت امام عسكري عليهالسلام كه ميفرمايند: علامت المؤمن، اين علامت المؤمن، به خاطر اين نیست كه از اهل تسنن شناخته بشود، نه ! علامت إيمان. سواء اينكه معاويه باشد يا نباشد. حالا ميخواهد تَخَتُم باليسار باشد يا نباشد. مؤمن اين عمل را انجام ميدهد مثل فرض كنيد كه و زيارة الاربعين، در زيارت اربعين علامت مؤمن است، يعني مؤمن ميآيد زيارت اربعين را انجام ميدهد كاري ندارد به اينكه اهل تسنن چه ميكنند. ميگويند: منع ميكنند، منع نميكنند؟ خودشان اربعين دارند يا ندارند، برای مُردههاي خودشان؟ مؤمن ميآيد زيارت امام حسين را انجام ميدهد. بنابراين كساني كه همين الان راجع به اربعين، اقدام ميكنند اينها فاقد علامتهايي هستند كه در روايت است. الان اين اربعينهايي كه دارند ميگيرند چه وجه شرعي دارد به من بفرماييد شما؟ ما كجاي اسلام اربعين داريم؟ كداميك از زمان ائمه، اربعین گرفتند؟ 275 سال زمان ائمه بود يا نبود؟ يك نمونه اربعين داشتند؟ ائمه در زمان خودشان يك نمونه داشتند به من نشان بدهيد. امام صادق اربعين داشت؟ موسي بن جعفر اربعين داشت؟ امام سجاد داشت؟ پيغمبر خودش نداشت.

