جلسه ۱۳۴
3يكي نفر ميگفت: ببين تا اينجا هستم از من [پول] بگير، از اينجا در بيایم هيچ تضميني نميدهم كه بخواهم بر وعده خودم پايدار باشم، تا اينجا هستيم از من بگير. خلاصه در اين حال، حالت بذل و بخشش بيشتر است. اين آثار، مشخص است که آثار عنايت و افاضات همين مجلس است، معنايش همين است. وقتي كه رحمت پروردگار ميآيد يك همچنين ظهورات و بروزاتي از انسان نشأت ميگيرد. به عكس در جايي كه خلاف اين مسأله در آنجا تحقق پيدا ميكند، مكان مكدّر است، مكان ظلماني است، صحبت اهل دنياست، صحبت اهل معاصي است، افرادي كه درآنجا هستند، افراد متوغّل در كثرات هستند، متوغّل در دنيا هستند، ميبينيم در آنجا اين حالت نيست. اين جنبه، در يك همچنين فضايي وجود ندارد . فلهذا بزرگان هميشه توصيه ميكردند كه انسان بايد خودش را در این فضاها قرار بدهد، تا آن فضاها. اينقدر اين فضا مؤثر است و اينقدر اين جرياني كه انسان در آن قرار ميگيرد تأثير دارد كه اصلاً قلب را از اين رو به آن رو ميكند.
اگر شخصي در يك جرياني قرار بگيرد اطرافيانش، محيطش، مطالبي كه ميشنود، صحبتهايي كه ميشنود...، بابا ما که چُدن نيستيم، آهن را هم اگر در آب یا جای نم يك مدتي بگذارند ميبينيد كم كم، لايه لايه از آن زده ميشود. كسي به ما تضمين و گارانتي نداده است، اينقدر كه بزرگان تأكيد ميكنند، ائمه در كلماتشان، در آثارشان بر داشتن رفيق خوب، بر رفيق صديق، بر مصاحب صالح و دوري از فضاهايي كه آن فضاها، فضاي معصيت، فضاي كدورت، فضاي نفاق ...، اين فضاي نفاق عجيب است، خيلي عجيب است كه چطور اين نفاق ميآيد و اصلاً بخواهي و نخواهي قلب را كم كم برميگرداند1، برمی گرداند. وقتی قلب را برمیگرداند، تمام حالات روحی، افکار، تعقل، این تعقل تبدیل به شیطنت میشود.
حضرت راجع به معاویه میفرمایند: وَ اللَّهِ مَا مُعَاوِيَةُ بِأَدْهَى مِنِّي وَ لَكِنَّهُ يَغْدِر2... خیال نکنید از من زرنگتر است، این شیطنت و پدر سوختگی است، این عقل نیست، این شیطنت است. اینجاست که ما اهل علم هم نباید به علم خودمان گول بخوریم، ما اهل علم هم به علم خودمان نبایدگول بخوریم، چقدر بگویم؟ نباید بگويیم حواسمان را ما جمع میکنیم، نباید بگوییم این فضاها، در ما تأثیر نمیگذارد، نباید بگوئیم فرض کنید که ما هرجا برویم دیگر مطلب را میدانیم. قضیه، قضیه علم نیست، قضیه قضیه قلب است نه مسأله علم. علم کمک میکند، تفکر کمک میکند، تعقل کمک می کند، ولی وقتی که قلب کمکم برگشت، وقتی حب و بغض در قلب مستقر شد اين عقل را هم به کار میگیرد و عقل را هم به استخدام خودش میگیرد. این که دیگر کاری به علم و هوش و کیاست و سیاست و فلان و ... ندارد. اینجاست که میگویند نباید درفضای مسموم قرار بگیری، برای همین است که میگویند باید رفیق تو رفیقی باشد که تو را به جنّت بخواند3. در فضای نفاق قرار گرفتن خود عالم را هم برمیگرداند، و او عالمِ منافق میکند. علم را از او نمیگیرد - البته آن "العلم نورٌ" آنها مسأله دیگری است. محفوظات، یعنی ذخیرهها، اطلاعات، آگاهیها، اینها را برمیگرداند و در راستای تمایل خودش به کار میگیرد.
- جهت اطلاع بيشتر برتأثير مجالست برنفس رجوع شود به امام شناسي ج1ص180 وآيين رستگاري ص141
- نهج البلاغه خطبه 200
- جهت اطلاع بر نكته دقيق در مورد تاثير مجالست، رجوع شود به تفسير بيان السعاده ج 1 ص 198، ذيل آيه 221 سوره البقره.

