جلسه ۱۳۴
9یك وقتی میگوید لاتفعل، لا تفعل به شِدَّت و به آن حدَّت.علی کل حال، چه درصورت کراهت و چه درصورت استحباب بالاخره باید رضای شارع نسبت به آن فعل و لو یک درصد وجود داشته باشد یا نه؟ حرف ما این است که کراهت شارع و لو یک درصد نسبت به اتیان آن فعل که آن نهی لاتفعل به آن تعلق میگیرد. اگر اینطور باشد پس بنابراین در کراهتِ صلاة فی الحمام چطور ممکن است عبادتی که اصل وضعش و مقبولیتش بر اساس رضایت شارع هست، در حمام مکروه باشد و درعین حال اقلُّ ثوابً باشد؟ این تناقض را چگونه ما دفع میکنیم؟ این امکان ندارد، که یک امری حالا به هرجهتی که شما میخواهید بگوئید یا کراهت به نفس آن فعل تعلق بگیرد و آن استحباب، بالاخره شارع یا راضی هست و یا راضی نیست، وقتی شارع راضی نیست در عین حال بگوید من این عبادتت را قبول دارم؟ عجب شارعی است! مثل اینکه این شارع باید بیاید و در همین فیضیه نزد ما بشیند و اصول بخواند و این مفاهیم و الفاظ و این مسائل را مقداری به شارع یاد بدهیم. جناب شارع این چه طرز اخذ ملاک و انشاء و مقام جعل و وضع و فعلیّت و تنجّز و همین بساطی که در آوردهاند از اینگونه چیزها، این چطور میتواند باشد؟ در عین حال که این مورد رضای توست و در عین حال مورد مبغوضیّت توست!! این چه سنخیّت است؟ ما نمیفهمیم.
بنابراین، اینکه میفرمایند: کراهت با لحاظ آن صحتش، حکایت از اقلُّ ثواباً میکند، این نمیتواند مورد پذیرش ما باشد. حالا که مورد پذیرش نیست پس چه چارهای ما برای این مسأله بیاندیشیم؟ چاره برمیگردد به حسن فعلی و حسن فاعلی. این دیگر باشد طلب شما. ان شاء الله روی حسن فعلی و حسن فاعلی، قبح فعلی و قبح فاعلی فکر کنید که حلّ مسأله فقط در همین جاست.

