جلسه ۱۳۵
12ما نشسته بودیم داشتیم نماز طواف میخواندیم، هنوز نوبت طواف نساء نشده بود، یک حاجی آمده بود گفت: حاجي شما ایرانی هستید؟ گفتیم: اینطور میگویند. گفتم: متأسفانه بله. گفت: که حاجی خيلي شوخی. گفتم: شوخي مربوط به همين جاست. مربوط به كجاست؟ خوشيم ديگر. اينجا شوخي نكنيم، كجا شوخي كنيم؟ هرجا كه ميرويم ابرويمان هفت است. حالا اينجا يك خُرده باز ميشود. گفت: آقا به من تنه زدند شلوغ بوده، تنه زدند. حالا آن آقای آخوند کاروان ميگويد: که طوافت باطل است، باید بروی دوباره طواف انجام بدهی. گفتم: چه شده حالا مگر؟ گفت: اين کتفم برگشته. گفتم: برگردد. گفتم: بابا دو دور هم مثل فرفره بچرخید مسئله ای نیست، برو بابا نمازت را بخوان. گفت: جدّاً! گفت: که بروم با آخوندم بیام؟ گفتم: برو آخوندت را صدا کن بیاید اینجا. دیگر رفت و نیامد. گفتم: آخوند را صدا کن این حرف ها چیست میزنید. گفتم سه دفعه هم فرفرهای بچرخی مسئله ای نیست برو بابا. یك خُرده کتفت رفته آن طرف. باطله! دوباره برگرد هفت دور دیگر یاالله! این که ضجر است. طواف نشد این ضجر است.
تلمیذ: سعي بين صفا و مروه، لاين رفت و برگشت دارد. در يك لاين هم ميشود؟
استاد: بله همه جا میشود. منتهي آدم باید رعایت کند. و الّا همه جا كه ميشود.
تلمیذ: يك نفررفته بود از روي نردهها دور زده بود، گفته بودند كه مشكل دارد دوباره بايد انجام دهي.
استاد: حتماً باید لاینی که اختصاص داده اند؟!
استاد: آن مربوط به همين ويلچريهاست؟
تلميذ: نه، شلوغ بوده و جمعيت زياد بوده، پريده از روي نرده ها و رفته، دور زده است.
استاد: خب اشكالي ندارد. ولی یک چیزی هست، موقعی که شرايط هست، انسان باید رعایت را بکند، آن درست نیست.
یک سال بود ما آمدیم که آن سعی را انجام میدادیم یک طرف خیلی شلوغ بود، میتوانم بگویم وجب به وجب ما جلو میرفتیم، اصلاً یک چیز خیلی عجیبی بود. در قسمت صفا به مروه. برگشت از مروه نه. خلوتتر بود و راحتتر بود. با یکی از همین آقایان، آقایانی که فعلاً هم هست، از بیوت، از بیوتات، الف و تاي جمع. من دیدم دارد این جوری میآید. گفتم: آقا این کار شما خلاف شرع است، چون افرادی که میآیند ناراحت ميشوند در ضیق و فشار و اینها قرار میگیرند، در برگشت باید یک تنفسی، فرجهای برایشان پیدا بشود. این کار شما باعث میشود که اینها دوباره در فشار بیفتند.

