جلسه ۱۳۵
4بسیاری از افراد هستند به صرف این که فقیه برای حرمت آنها نمیتواند دلیلی پیدا کند، حکم به جواز میکند و افراد در مهلکه میاُفتند. در حالی که وقتی میفهمیاین حکم نیست حداقل این است که مرضی شارع نیست، حالا به آن حد حرمت نرسیده، بگو به مردم، آقا این حکم، حکمیاست که ممکن است انجام دادن آن، رعایتش، با فلان قضیه بازی کردن، استعمال بعضی چیزها، آلات، ادوات، مسائل این عواقب، عواقب روحی، عواقب نفسی، کدورت، مسائلی برای تو بوجود میآورد، گرچه من نتوانستم هنوز فرض بکنید نسبت به حرمتش به یک یقینی برسم، این را باید فقیه به مقلِّدش در رسالۀ توضیح المسائل بگوید، نگوید، مسئول است، چرا؟ چون تا میگوید که جایز نیست و اصل إباحه و ... طرف خيال میکند مثل نان خوردن و آب دوغ خیار است! و تفاوتی نمیکند، این با آن یکی است. این بازی، مثل فوتبال است، این بازی مثل والیبال است، این بازی مثل فرض کنید که سایر چیزهاست و همانطوریکه آنها حلال است این هم حلال است. نه باید بگوید آقا فرق میکند! تفاوت میکند! من به این نرسیدم، من به این نتیجه هنوز نرسیدهام، من که امام نیستم، او امام است، او امام است او خودش همه چیز را میداند. ولی من هم به این نتیجه رسیدهام که این مسائل و این تبعات برایش دارد، اگر نگوید مسئول است، یعنی روز قیامت مقلِّد میآید و جلویش را میگیرد. فلان معامله فعلاً از نظر ظاهر... دیدهاید به افراد، به دوستان من میگویم؟ آقا این معامله از نظر ظاهر شرع اشکال ندارد، ولی انجام ندهید بهتر است، ممکن است تبعاتی داشته باشد. که این از همان موارد است1. ممکن است انسان به حسب ظاهر به یک دلیل قانع کننده نرسیده یا رسیده است ولی نمیتواند بگوید. این به این معنا نیست که ما نرسیدهایم، نه رسیدیم، از آن طرفش هم گذشتیم، ولی آدم هر چیزی را نمیتواند بگوید. بالاخره هزار تا مسئله است به یک نحوی به یک کیفیتی.
- جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به رساله اجتهاد وتقليد ص 134 الي 138.

