جلسه ۱۳۶
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-01-21
جلسه ۱۳۶
9صحبت ما در آنجائی است که این عبادات لاتفعل در آن آمده، لا تصلي فی الحمام، لا تسلمْ علی المصلی، لا تکررْ العمره فی شهرٍ واحدٍ.
خب این موردي که «لا» نهی در آن آمده، این چگونه با اقل ثواباً جور در میآید؟ ما معناي این را متوجه نشدیم و نتوانستیم بدست بیاوریم.
خب حالا برای حلّ این مسأله، ما از یک طرف میبینیم ادلهای که دلالت بر نهی میکنند وجود دارد، از آنطرف ادلهای که دلالت بر جواز هم میکنند وجود دارد، حلّ مطلب چيست؟ آنچه به نظر میرسد این است ما در یک حکم وقتی که ملاحظه بکنیم سه مرتبه را در اینجا میبینیم و مشاهده میکنیم.
مطلب اوّل: نفس الفعل است بدون لحاظ شرائط و بدون لحاظ ظروفی که این فعل در آن شرایط و در آن ظروف قرار میگیرد ، فرض بکنید که الصَّلَاةُ قَالَ خَیْرُ مَوْضُوعٍ فَمَنْ شَاءَ أَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ أکْثَر1...این خود اصل صلوة است. الصومُ مستحبٌ ، رسول خدا سه ماه رجب وشعبان و رمضان را با هم روزه میگرفتند این همه راجع به روزه موارد متعدد داریم، مواردي راجع به استحباب صوم در روز مبعث و غدیر... خب این نفس صوم این خودش فی حد نفسه چیست؟ مستحب است، چرا؟ الصوم هو التّبتل2 الی الله تعالی بالقلب. این جنبه تبتل این صلوة که جنبه تبتل است این عبادت که جنبه تبتل است ، این صدقه که جنبه تبتل است ، تمام این موارد آنچه که نقطه مرکز برای صحت عمل است همان نفس اقتراب الی الله و تقرب الی الله و لحاظ آن جنبه عبودیت و ارتباط است و موجب إستحسان این مسأله می شود واین مسأله و این ملاک در هر جا باشد این امر میشود مستحب. حالا در یک جا این قضیه خیلی شدید است و اهتمامش بیشتر است در یک جا کمتر است.
این مطلب را من در پاورقی های اجتهاد وتقلید آنجا آوردهام3 این خیلی نکته دقیقی است نسبت به مسأله واجب و نسبت به مستحب که در آنجا اگر ملاحظه کنید که گاهی از اوقات حتی استحباب مهم تر از واجب است، یعنی نه اینکه واجب را انسان کنار بگذارد، بلکه آن حیثیتی که در یک امر مستحب است را نباید فقط بعنوان یک امر استحباب مثل خوردن نان و پنیر وگردو در نظر گرفت، و یا پای راست را در مسجد گذاشتن و پای چپ را در بیت الخلا.
- الخصال ج2 ص532
- مجمع البحرین ج 5 ص 316
قوله تعالى وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلًا [73/ 8] أي انقطع إلى الله تعالى و انفرد. و التَّبَتُّلُ: الانقطاع إلى الله تعالى و إخلاص النیة. و أصل ذلک من الْبَتْلِ و هو القطع کأنه قطع نفسه عن الدنیا - رساله اجتهاد وتقليد ص134تا138

