جلسه ۱۳۶
1اَعوذُ بِالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
در مجلس گذشته صحبت راجع به کیفیت تصور و ترسیم نهی در عبادات با حکم به جواز بود. عرض شد که در عبادت از آن جایی که مسأله تقرب، در قوام و صحت عبادت شرط است، و نهی در عبادت که موجب مبغوضیت شارع است، در عین حالِ جواز در عبادت چه صورتی میتواند پیدا کند؟ از یک طرف شارع میگوید این امر مبغوض من است و مَرضی من نیست و از طرف دیگر حکم به جواز و إباحه کند در یک همچنین وضعی، و با توجه به نفس شرائط [مسأله چه صورتی پیدا میکند؟]
چون یک وقت ممکن است که یک عبادت با یک شرط جنبۀ إستحباب پیدا کند و هر عملی ممکن است با تغییر و تبدل آن شرط و تبدل صورت مسأله، آن حیثیت رضایت تبدیل به حیثیت کراهت بشود. اشکال ندارد، این مطلبی نیست1.
فرض کنید که سلام در یک شرائط، که شرائط عادی باشد، سلام مرد به مرد باشد، سلام زن به زن باشد، سلام صغیر به کبیر یا کبیر به صغیر باشد، اینها خُب مستحب و ممدوح و مورد رضاست ولی سلام مرد به زن کراهت دارد. هیچ وقت رسول خدا به زن، مخصوصاً زن جوان سلام نمیکردند و همینطور یا سلام به سخنران، متكلم یا خطیب در حال خطبه. یا اینکه سلام به شخص مصلی گرچه جوابش واجب است و مُصلی باید جواب سلام را بدهد ولی اصل سلام کراهت دارد. در این جا شارع چه چیزی را در نظر گرفته؟ و همینطور در بقیه موارد.
ما موارد عدیدهای داریم که در ما نَحنُ فیه که بحث تَکرُّر در عمره است، در آنجا روایاتش را میخوانیم که نهی از تکرار عمره در شهر واحد آمده و بعد در بعضی از روایات هست که با اصرار آن شخص سائل، حالا حضرت میفرمایند: حداقل ده روز، یعنی حضرت از اوّل میفرمايند که در یک ماه دو عمره انجام نده2، بعد آن شخص میگوید حالا حداقلش را بفرمایید. خُب میگویند نده، نده دیگر. مرضت چيست اصرار میکنی؟ امام میگوید انجام نده، باز هم میگوید نه میخواهم انجام بدهم، خُب این دلیل ندارد این چه نفعی دارد؟! وقتی که متولّی دین میگوید این عمل مورد رضای شارع نیست، در یک ماه دو عمره انجام نده، بلند شو برو پولش را صدقه بده، برو به جای عمره، طواف انجام بده و این همه مسائل مستحب و عبادات و غیر عبادات وجود دارد. چه اصراری بر این است که نه یا بن رسول الله، هیچ راهی ندارد؟ این طرف، آن طرف، تبصره، نمیدانم فرض کنید که لایحه، که حالا نمیشود؟ شما را به خدا، این طرف، آن طرف را نگاه کنید... - در برخی کتب که میگویند حضرت هر روز میرفت کتب مربوط به جدش پیغمبر را نگاه میکرد، فتاوی را نگاه میکرد، و بعد میآمد اينها را ميگفت!! اين را اينطور تلقي میکنند! 3 - تبصرهای، چیزی، وجود ندارد؟ بله حضرت میفرمايند كه ديگر کمتر از ده روز نباشد. همین! کمتر از ده روز نباشد!.
- جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به كتاب افق وحي ص 193 الي 195. رساله طهارت انسان ص 21 الي 33
- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 458. الكافي، ج4، ص 534.
- جهت اطلاع بر نقد اين مبنا، رجوع شود به كتاب امام شناسي، ج 14، ص 296 الي 279

