اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۳۷

0
فقه
فقه

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-01-26

جلسه ۱۳۷

1
  • أعوذ بالله من الشیطان الرّجیم

  • بسم الله الرَّحمن الرَّحیم

  • در مجلس گذشته عرض شد که تکلیف میتواند در مقام تَنَجُّز و فعلیت دارای سه تصویر باشد. البته در مقام تعیُّن و تحدُّد خارجی، یعنی در اینجا کاری به مسائل ملاکات و انشاء نداریم.

  • اوّلاً یا شارع روی خود فعل فی‌حد نفسه و بالذات نظر دارد، صرف نظر از شرایط خارجی و قرائن و آن قیود خارجی و ظرفی که فعل در آن ظرف تحقق پیدا میکند، که آن فعل فی حد نفسه ممدوح یا اینکه مذموم است. 

  • گفتيم که در این زمینه مسائل زیاد، الي ماشاء الله وجود دارد، مثلاً بَرّ به والدين، صدقه به فقرا، یا خود عبادت، صلاة في حد نفسه، چه طور كه داریم: الصَّلَاةُ قَالَ خَیْرُ مَوْضُوعٍ فَمَنْ شَاءَ أَقَلَّ وَ مَنْ شَاءَ أَکثَر1 یا این‌که روزه، و هر چیزی که در آن تبتّل الی الله باشد و التّوجه الیه باشد.

  • آن قضيه كه در مِنی یکی از دوستان مرحوم آقا آمده بود و به آن بزرگ گفته بود که این‌ چه وضعی است در کثیفی و خون و این چیزها... ایشان رفته بودند و دیده بودند که خیلی ناراحت است که حالا لباس إحرامش و حوله هایش الآن متلوث شده و این همه فکر و ذهنش را گرفته است.

  • واقعاً این بزرگان اگر نبودند ما نمیدانستیم چه کنیم و چطور به مغزي و آن عمق تکالیف و مقصود و منظور از اين حقایق احکام دسترسی پیدا کنیم؟! اين خيلي مسأله است ديگر!، و چطور این‌ها واقعاً انسان را از این عوالم ظاهر و تحجر و امثال ذلک عبور میدهند.

  • گفته بود كه یک شیخی از یک جمعی میگذشت دید نشستهاند و مشغول ذکر هستند، گفت: ماعَلَّمَ کمْ استاذُکم؟ آن‌ها گفتند: عَلَّمَنا استاذُنا بِالْتِزامِ الطّاعاتِ و تَرکُ الذُّنوبِ. ببينيد این همین مسألهای است که الآن متداول ماست، همین فرهنگ متعارف ماست، همين است ديگر! یکی هم می‌گوید آقا کجا این مسأله بد است؟! به اين خوبي عَلَّمَنا استاذُنا بِالْتِزامِ الطّاعاتِ و تَركِ الذُّنوبِ!! میگفت: تِلکَ مَجوسیَّةٌ مَحْضَةٌ؛ هَلّا أمَرکُمْ بِالتَّبَتُّلِ إلَى اللَهِ وَ التَّوَجُّهِ إلَیْهِ بِرَفْضِ ما سِواهُ؟! ببينيد اصلاً از یک عالم پایین و دنی می‌برد بالا و همين‌طور بالا و بالا تا در یک افقی قرار میدهد که دیگر در آن اُفق به فکر ثواب و گناه و واجب و این‌ها دیگر نیست، که بگوید حالا این واجب است انجام بدهم، این‌ حرام است ترک کنم، این‌جا مکروه است و این‌جا مستحب است. 

    1. الخصال ج2 ص523