اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۳۸

0
فقه
فقه

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-01-27

جلسه ۱۳۸

1
  • أعوذ بالله من الشیطان الرّجیم

  • بسم الله الرحمن الرَّحِیمِ

  • در راه که میآمدیم صحبت روضه بود. بله گفتم یکی از علمای معروف مشهد ایشان چون دیگر مریض شده بود و در حال فوت بود حدود صد سال پیش، اسمش هم در ذهنم بود که مرد بزرگی بود و معروف بود و بسیار مرد صالحی بود، ولی دیگر یک روز صبح بلند می‌شود به عیالش و حالا کسی بوده خدمتکاری و فلانی، میگوید که چند نفر در خانه هستند؟ میگویند سه چهار نفر هستیم، میگوید بیایید بنشینید میخواهم روضه بخوانم! اهل روضه نبود! اهل به اصطلاح علم و این‌ها بود، گفتند که مگر چه شده؟ چرا یک دفعه میخواهی روضه بخوانی؟ گفت دیشب خواب دیدم ـ این قضیه را خدا رحمت کند مرحوم آقا میرزا حسن نوری، مشهد که مشرف شده بود یک روز برای مرحوم آقا می‌گفت، آقا میرزا حسن برادر آقا میرزا حسین است، منتهی نمی‌دانم سن کدامشان بیشتر است، او چند سالی هم حجره مرحوم آقا بود و با هم در مسجد حجتیه می‌رفتند، مرحوم آقا و آقا میرزا حسن، مثل این که آقا ميرزا حسن سنش بیشتر بود. مرد فاضلی هم بود، درس‌خوانده و فاضل بود ـ میگفت: که من دیشب خواب دیدم که صحرای قیامت است و مردم به سمت بهشت و جهنم میروند، ما هم حرکت کردیم. گفتند: که تو هم اهل بهشتی! ما هم حرکت کردیم و آمدیم و دیدیم هر در بهشت برای یک امام است، امام جواد، امام رضا، امام صادق، ... 

  • پشت درب امام صادق دیدیم که به! علما صف کشیده‌اند چه صفی! همه می‌روند و به ما هم گفتند که باید پشت این صف بایستی، جزو علما و شاگردان امام صادق علیه‌السلام هستی لذا تو هم باید در این صف بایستی، گفتم لابد موقع رفتن هم یکی یکی حساب و کتاب و چه کار کردی و چه کار نکردی و ... علی کل حال دیدیم که اگر زود راه می‌انداختند که دیگر این صف نبود، معلوم بود دم بهشت هم آن‌جا تازه ملائکه ای هستند که می‌گویند خب پروندهات را ببینیم! و... ملائکه که بی‌خود این‌جا نیامدند! این‌جا گمرک است!