جلسه ۱۳۹
3چطور که دست انسان را در دست یک خبير و بصير قرار ميدهد، البته اینها همه برای کسانی است که در راه هستند وگرنه کسی که بخواهد اعراض کند از آن طرف هم وسایل اعراض و اسباب اعراض هم بر انسان پیش ميآورد و همه اینها حکایت از این است یک دست غیبی و دست مرموزی مسائل و مطالب انسان را پیگیری میکند و انسان خودش متوجه نیست که چطور موانع برداشته میشود و چطور زمینه و بستر برای حرکت فراهم ميشود.
در این دعا حضرت به خوبی این مطالب را برای انسان بیان میکنند، اصلاً تمام زندگی انسان را میریزند رو و روشن میکنند، فکر انسان و راه انسان، مقصد انسان، از کجا انسان آمده و به کجا خواهد رفت و چه باید انجام بدهد و چه مسائلی باید متشبث بشود و امثال ذلک و اینقدر این دعا، در وقت خاص و در موقع خاص مهم است که حتی از روزه روز عرفه که از روزههای معدود سال است، میگویند این بر آن ترجیح دارد و باید این را انسان مقدّم بدارد، علی کل حال در اینجا در همین دعا هم قضیه و مسأله شوق را در آنجایی که تعارض است ملاحظه میکنید.
با اینکه شارع در اینجا آمده و گفته که تو بهتر است بالاخره آن روزه به جا آورده نشود و به جایش شما دعا بخوانید، با توجه به این قضیه یکی میگوید که نه آقا در روز عرفه من اصلاً از روزه خوشم میآید، روزه را دوست دارم، گرچه موفق به خواندن دعا نشوم، خب این روزه را میگیرد و موفق به خواندن دعا هم نمیشود.
حالا این روزه برای او ثواب دارد یا نه؟ این هم جزو همین برنامه میآید، ببینید این قانونی که نقل کردیم و ترسیم کردیم برای این مسأله که برگشت همه اینها برمیگردد به مسأله حسن فاعلی، در آنجا همه اینها توجیه پیدا میکند که اینها ثواب دارد، منتهی در این ثواب دیگر شوقی نیست، ترغیبی نیست، خودت میدانی، از نظر ما، ما تشویق نمیکنیم، ما ترغیب به این عمل نمیکنیم، چون از نظر ما این مورد رضا نيست، آن که ما برای تو میخواهیم، آن که برای تو رضایت داریم این عمل است نه آن عمل، منتهی از باب اینکه دلت میخواهد، و حالت اینطوری کشش دارد، تو خودت آمدی این عمل را انتخاب کردی.

