جلسه ۱۳۹
5اگر نظر رفقا باشد در آن قضیه و داستانی که بین مرحوم آقا و مرحوم آقای بهجت عرض کرده بودم آنجا هم همین مسأله بوده، همین نکته در آنجا بوده و ایشان ميخواستند مرحوم آقای بهجت را به این نقطه متوجه کنند که خلاصه در یک همچنین مواردی مجتهد چه تصمیمی باید بگیرد؟!
طرف سی سال نماز خوانده، از روی طهارت هم خوانده، بعد معلوم میشود که غسلهایش باطل بوده! باید بگوییم همه سی سال باطل است؟ خب طبق قاعده باطل است. الآن اگر از یکی بپرسند، میگوید آقا باطل است دیگر، نماز بدون طهارت مثل اینکه اصلاً غسلی انجام نداده و خب باید قضا کند! درست شد؟ امّا اگر مجتهدی در این مبانی فهمش و ادراکش بالا برود و متوجه بشود که خلاصه آن ملاک شارع و مناط برای تشریع و تکلیف این به چه کیفیت است، این شاید به نحو دیگری در اینجا، در این موارد حکم کند که البته این هم میشود داخل در احکام شخصیه. توجه فرمودید1!
خب پس در اینجا این مسأله اقلّ ثواباً که آقایان در این مورد فرمودند جایی ندارد و این متعارض و متناقض با اصل تشریع احکام است. و در اینجا مسأله برمیگردد به حسن فاعلی که به خاطر حسن فاعلی در اینجا شارع تجویز کرده، همینطور در مورد کراهت هم به همین کیفیت است. این بحث تمام شد.
حالا ببینیم در ما نحن فیه، اصلاً ما کاری به این قضیه نداریم، اصلاً ما اشتباه کردیم تکرار عمره مفرده را در لابه لای بحث مطرح کردیم، ، ببینیم اصلاً روایات در این زمینه چه میفرمایند.
یک مطلبی را که بارها خدمت رفقا عرض کردم و بسیار این مطلب مهم است این است که هیچ وقت در مقام استنباط و در مقام اجتهاد یک مرتبه سراغ اقوال علما نباید برویم.
ببینید آنچه که ما داریم، مدرک و مرجع ما است: یکی کتاب الله است و یکی هم سنت ائمه والسلام.
- جهت اطلاع بيشتر رجوع شود به كتاب اسرار ملكوت ج2، ص93 تا 95

