جلسه ۱۴۱
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحيم
ایشان در آن موقع کسی نبودند که بر این مطالب اشراف داشته باشد یا اگر هم احتمال این مسأله هست مرحوم آقای انصاری شاید در حدی نبودند که ایشان بخواهند نزدشان بروند. بالاخره اینها یک دفعه که صاحب مقام نشدند، مراتب دارند. لذا ارتباطی هم بین مرحوم علامه و آقای انصاری اصلا نبوده است. من نه از مرحوم آقا شنیدم و نه اینکه خود مرحوم آقای طباطبایی به این مسأله در این 7 سال اشاره کردند. چون مرحوم آقا 7 سال در قم با مرحوم علامه طباطبایی بودند1، در این مدت 7 سال به ایشان نگفتند که "حالا با مرحوم انصاری هم یک ارتباط و یا یک مکاتبه و یا یک مباحثه و امثال اینها داشته باشید" اصلاً به هیچوجه نبوده است و وقتی که ایشان به نجف رفتند بعد از گذشت چهار سال، ایشان گفتند یک روز آقای شیخ عباس هاتف به ایشان گفته بوده که یکی از آقایان که در همدان هست او به نجف آمده و خوب است که ما هم برای دیدن ایشان برویم، حتی تا آن موقع مرحوم آقا، اسم آقای انصاری را هم نشنیده بودند!
مرحوم آقا میگفتند: ما آن شب برای اولین بار برای دیدن آقای انصاری رفتیم و از آن شب آقای هاتف گفتند دیگر شما از این به بعد تحت نظر ایشان باشید، ایشان بهتر است2. که مرحوم آقا هم ارتباط داشتند و نامهها و مراسلاتی بوده که ما بعضی از اینها را در همین پاورقیهایی که راجع به جُنگها هست آوردیم. نامههایی که ایشان داده بودند پيش من هست3 و یک مرتبه هم از نجف به ایران آمدند و رفتند همدان، حتی تهران هم نرفتند و سه روز در همدان بودند بعد مراجعت به نجف کردند و فقط همین یک بار بود در طول این هفت سالی که ایشان در نجف بودند.
در عین اینکه در این مدت با مرحوم علامه طباطبایی هم مراسله داشتند، حتی مطالب و دستورات را از ایشان میگرفتند، نامههایش هست4 و این نشان میدهد که در آن موقع ایشان با چند نفر مرتبط بودند از افرادی که اهل راه بودند، آقای انصاری، آقای طباطبایی، آقای قوچانی و افراد دیگر.
- مهر فروزان ص42.
- روح مجرد ص37 و38 ومهرفروزان ص 65 و66.
- مطلع انوار ج2، ص328 تا 337 .
- مطلع انوار ج2، ص205 تا 216.

