جلسه ۱۴۱
3فهمیدن مطالب عرفا و بزرگان مشکل است، یعنی مشکل است برای کسی که ارتباط و آن انس و آن درک را نداشته باشد ولی در عين حال از این اشتباهات پیش میآید. و بعد هم ما نمیدانیم که چه بوده دیگر.
من یک وقت به مرحوم آقا نسبت به بعضی از افراد اشکال داشتم - حالا اسم نمیبرم دیگر، الان فوت کردهاند- که چرا با وجود اینکه فلانی شاگرد مرحوم قاضی بود و شما از او اینقدر تعریف میکنید چرا پیش آقای حداد نیامده؟ این کاری ندارد برای کسی که پنج، شش ماه، یک سال، پیش بزرگان باشد برایش تا حدودی مطلب به دست میآید، مراتب افراد به دست میآید، خیلی مؤونه نمیبرد، آنوقت خب ميگویم که یک همچنين شخصی با همچنین خصوصیاتی چطور مثلا آقای حداد بیخ گوش آدم باشد و آدم محروم باشد؟ ایشان پاسخ ما را ندادند. ما نمیدانیم که جهت چه بوده و چه قضیهای بوده، چون ایشان سکوت کردند. علی کل حال این اشکال باقی است که آدم وقتی احساس میکند یک نفر میتواند برایش مفید باشد برای چه باید بنشیند؟ چه دلیلی دارد؟! این بالاخره جای ابهام است، جای سؤال است که به این نحوه و به این کیفیت نمیتواند باشد.
امّا مرحوم آقا دیگر بار خودشان را بستند. اینها همهاش توفیقات خداست، توفیقات خداست، آدم میبیند و احساس میکند امّا نمیتواند بگذرد، نميتواند رد شود. خیلی باید به خدا پناه برد، باید به خدا پناه برد. چطور نمیتواند رد شود! بعد هم از آنطرف بالاخره نفسش و وجدانش درگیر با قضیه است، یک راهی ميخواهد که یک گوشهای پیدا کند که اینجا نیاید و آنجا برود! یک وسائط و وسائلی را سرهم کند که اینجا نیاید و آنجا برود. میگوید: آن، مثلاً اینطوری است، اگر مثلاً آنجایی که میخواهد برود آن طرف مُرد، دوباره یک راهی میخواهد پیدا کند که اینجا نیاید. علی کل حال آن کسی که به دردش میخورد از او فرار میکند! و بعد متشبّث به یک چیزها و مسائل میشود.

