جلسه ۱۴۲
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - نکتهها و گفتههای استاد
جلسه ۱۴۲
12در حالتی که ما تابحال طبق روایت سکونی آمدیم فتوای به وجوب دادیم، یک دفعه میبینیم حضرت میگویند نخیر اصلاً مستحب است و هیچ هم واجب نیست! یا فلان چیز واجب است ما فقط حکم و فتوای به استحباب میدهیم، اینها برای اینجاست.
تلميذ: طبق مطلبي كه فرموديد اصل اشتراك احكام بين عالم و جاهل كلاً منتفي است يا محدود ميشود و يا همچنان هست و مُحَكَم است.
استاد: راجع به این قضیه قبلاً صحبت شد، و میتوانیم بگوییم که این قضیه مربوط به همه است، یعنی انّ لله احکاماً یشترك فیه العالم و الجاهل و اینها، نه میتوانیم بگوییم که اصل حکم اختصاص به هر شخصی دارد و هیچگونه تناسبی نیست، آنچه که هست قبلاً هم راجع به این قضیه صحبت شد، یک ملاکاتی داریم که تمام احکام همه مُنَزّل از آن ملاکات است، آن ملاک مشترک بین عالم و جاهل است، وقتی که آن ملاک نزول پیدا میکند و در قوالب انفسیه میخواهد قرار بگیرد آنجاست که تغییر شکل میدهد، در یکی میشود واجب، در یکی میشود مستحب، در یکی میشود حرام. حسنات الابرار، سیئات المقربین برای همین قضیه است، یعنی یک عملی را یک شخص انجام میدهد، آن شخص آن عمل برای او اصلاً حرام است، در حالتی که شخص دیگر انجام میدهد و ثواب هم به او میدهند، واقعاً به او ثواب میدهند چرا؟ آن در یک ظرفیتی است که در این ظرفیت اصلاً نباید یک همچنین تصوری برای او پیدا بشود، و او اصلاً فارغ است از یک همچنین فضایی، وقتی که فارغ است خدا میخواهد چه تکلیفی برایش بکند؟ یک بچه دو ساله که فقط بلد است توپ بیندازد و راه برود، شما چه کار میخواهید بکنید، حالا بزند و یک لیوان هم بشکند شما میزنید در گوشش؟ نه، جارو برمیدارید و لیوان را جمع میکنید و تازه وقتی خوشحال هم میشود میگویید خندیده، حالا اگر همین لیوان را یک بزرگتر بشکند شما یکی در گوشش میزنید که حواست را جمع کن، چرا دُرست نگرفتی و فلان نکردی و چه کار نکردی، هر چیز جای خودش را دارد، و انسان باید ملاحظه این مسائل را داشته باشد، اينجا خیلی قضیه حساس است، خیلی دقیق است، خیلی با ظرافت بایستی که انسان صحبت بکند، این همان مطلبی است که بزرگان دائماً در گفتار خودشان به صورت رمز یا حتی به صورت تصریح دارند، من دیدم مواردی که یک فقیه نمیتواند برای همه یک فتوا بدهد1.
- نورملكوت قرآن، ج 2، ص321 . ج4، ص55 . ولايت فقيه ، ج2، ص 140. اسرار ملكوت، ج2، ص 95.

