جلسه ۱۴۲
1تتمهای به نظرم میرسد که از بحث قبلی باقی مانده بود، البته نسبت به مسئله تکرار عمره مفرده، حالا انشاالله امروز عرض میکنیم تا فردا دیگر وارد بحث دیگری بشویم.
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر نظر شریف رفقا باشد در جلسات گذشته صحبت در این بود به عنوان یک بحث کلی، که در مواردی که شارع نسبت به یک مسئلهای امری دارد و در موارد خاص نهی نسبت به او تعلق میگیرد، این دو صورت دارد، یا اینکه آن مورد نهی موجب بطلان است و آن دلیل، مقید امر است و اطلاق او را یا تعميم او را برمیدارد، و در غیر از آن مورد مقید و مستثنی آن را ساری و جاری میکند.
یا اینکه فرض بکنید که صلاة در ارض مغصوبه ، که این وجوب صلاة، این مقید به عدم ارض مغصوب یا لُبس مغصوب و امثال ذلک میشود، خب این مورد روشن است، دلیلش هم واضح است و دلیلش این است که امر شارع باید بر طبق شرائط خاص تحقق پیدا بکند و آن شرائط خودش در تشکل صورت مسئله و موضوع برای آن امر، دخالت مستقیم دارد، ، پس اتیان مامورٌبه برغیر آن شرائط و موضوعیتی که شارع نسبت به آن شرائط إمعان نظر دارد آن اتیان به غیر ما حکم الله هست و اتیان به غیر ما کلفه الله است، و آن باعث عدم برائت و عدم ایجاب قضاء آن عبادت و این ها خواهد شد و از تکالیفش به جای خودش است.
مورد دوّم همان طوری که عرض شد مواردی است که شارع نسبت به آن مورد حکم به بطلان ندارد، بلکه در بعضی از موارد هم میبینیم که امضاء هم کرده، فرض بکنید که صلاة در شارع عام، یا این که فرض بکنید که صلاة في الحمام، یا فرض بکنید که مانند سلام به شخص مثلاً خطیب، یا به فردی که در حمام است که عرض کردیم این بنابر توسعه در ملاک در هر موردی این مسئله تحقق پیدا میکند که خود شخص مشغول به یک کاری هست، فرض کنید که دارد قرآن میخواند حالا گرچه ما خب در روایت نداریم، حالا بیاید فرض بکنید کسی که دارد قرآن میخواند، مدام به او سلام بکنند، واو هم مدام جواب بدهد و سرش را برگرداند و دوباره... توجه میکنید!

