اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - نکته‌ها و گفته‌های استاد: بیان کیفیت خاص و متمایز درس خارج فقه استاد - 1435-07-11

روش بحث خارج

توضیحات:

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - نکته‌ها و گفته‌های استاد: بیان کیفیت خاص و متمایز درس خارج فقه استاد - 1435-07-11

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

روش بحث خارج

15
  • تلمیذ: این مطلبی که فرمودید: «نباید تأسیس اصل کند»، معلوم است که نباید تأسیس اصل عندالشّک کند اما بعضی از آقایان مثل آقای وحید یا میرزای قمی می‌گویند که اصل به معنای قاعدۀ اولیه چه اشکال دارد؟! می‌گویند که اولاً و بالذات در رابطۀ بین من و خدا تا وقتی چیزی ثابت نشده باشد، من در مورد اشیاء رها هستم پس با این ذهنیت می‌روم نه به معنای عندالشّک.

  • استاد: ببینید صحبت ما در این نیست، این یک قضیۀ کلی است و مکلف از وقتی که مکلف می‌شود؛ یعنی احساس می‌کند که مکلف شده است که خودتان هم آثارش را می‌دانید، از ابتدا تا وقت مرگ چنین اصلی را در ذهنش تأسیس می‌کند، نیازی به مجتهد ندارد که ما باید عندالشّک چه کنیم. صحبت در این است که قبل از اینکه عندالشّک باشد، انسان به خدا چه می‌گوید؟! می‌گوید که خدایا من در قضیه شک دارم! می‌فرماید یعنی چه شک داری؟! در یک گوشه نشسته‌ای، شک دارم یعنی چه؟! اینکه من شک دارم و چه کنم مطلبی است که باید در ذهن همه باشد؛ مسئله‌ای است که با او اقتران و مصاحبت دارد بر اینکه در هر جایی که نسبت به این قضیه شک کرد باید مسئله را به چه کیفیتی بررسی کند؛ آیا جای احتیاط است یا جای اشتغال یا جای برائت؟ صحبت ما این است که وقتی فقیه می‌خواهد در هر موضوعی از موضوعات وارد اجتهاد شود، چه دلیلی بر تأسیس اصل وجود دارد؟! مثلاً شما الآن می‌خواهید ببینید که آیا احرام فقط از میقات مجزی است یا از محاذات میقات هم اشکال ندارد، می‌گویید که تأسیس اصل کنیم؛ تأسیس اصل در اینجا این است که الزامی بر مواقیت نیست، إلاّ ما ثبت بالدّلیل، حالا برویم سراغ اینکه دلیل چیست و امثال‌ذلک!

  • اصلاً چرا باید چنین چیزی در ذهن بیاید که من‌باب‌مثال اگر دلیل برای آن بود، این‌طور کنیم یا اگر نبود [آن‌طور کنیم]. اولین کاری که باید در اجرا این تکلیف انجام دهیم این است که به‌عکس این قضیه عمل کنیم و به سراغ دلیل برویم و ببینیم که دلیل چیست. نگوییم که اگر دلیل نبود چه خاکی بر سرمان کنیم؟! هنوز که سراغ دلیل نرفته‌اید، لذا نیاز نیست که بگویید: «چه خاکی بر سرمان کنیم», اول سراغ دلیل بروید؛ یعنی باید این تفکر در اینجا حاکم باشد مثلاً شما الآن یک‌دفعه ناراحتی پیدا می‌کنید و سرتان درد می‌گیرد یا معده‌تان درد می‌گیرد، آیا بر سرتان می‌زنید که ای وای! اگر در این شهر دکتر نباشد چه خاکی بر سر کنم؟! هنوز که وقت دارید، نزد دکترها بروید در این شهر دکتر هست! اینکه نمی‌شود از ابتدا بر سرتان بزنید که اگر دکتر نباشد چه‌کار کنم! یا اینکه در خانه نشسته‌اید و شیر آب هم در کنار شما است می‌گویید: «اگر تشنه شدم و آب شهر قطع شد، چه‌کار کنم؟!» الآن که از شیر، آب می‌آید نیاز به چنین شک و تفکر و قضیه‌ای نیست.

/ 222