اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - نکته‌ها و گفته‌های استاد: بیان کیفیت خاص و متمایز درس خارج فقه استاد - 1435-07-11

روش بحث خارج

توضیحات:

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - نکته‌ها و گفته‌های استاد: بیان کیفیت خاص و متمایز درس خارج فقه استاد - 1435-07-11

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

روش بحث خارج

17
  • به‌طورکلی یک شخص مکلف باید خودش را از ابتدا در تحت تکلیف مولا احساس کند نه اینکه حر و آزاد احساس کند مگر آنجایی که مولا بگوید: «نکن» یا بگوید: «بکن»؛ قضیه کاملاً برعکس است، یعنی انسان باید خودش را عبد مولا فرض کند که مولا تکالیفی را متوجه او کرده است، حالا باید سراغ آن تکالیف برود، اگر به‌دستش رسید که رسید، اگر هم نرسید به سایر مسائل مراجعه کند.

  • اصلاً این بحث‌ها فقط در آنجا نیست بلکه انسان در همه‌جا این بحث را دارد که اگر در جایی دلیل بود، اطاعت کند و اگر در جایی دلیل نبود، بالأخره اصول هست، مراجعه کند اما اینکه انسان بخواهد در هر قضیه‌، فرع و مسئله‌ای از ابتدا به آن سمت برود؛ این کار، بردن ذهن به سمت دیگر است که غلط می‌باشد.

  • راه نداشتن عقل در تکالیف

  • تلمیذ: اگر منشأ تأسیس اصل، حکم عقل باشد، این هم اشکال دارد؟! یعنی می‌تواند به اعتبار حکم عقل به‌عنوان یکی از منابع باشد؟!

  • استاد: خود عقل می‌گوید که تا وقتی که دلیل وجود دارد، من تأسیس اصل نمی‌کنم! عقل می‌گوید که ابتدا به دلیل مراجعه کن.

  • تلمیذ: آیا فی‌نفسه می‌تواند راجع به این مسئله حکم کند؟

  • استاد: نه!

  • تلمیذ: آیا نمی‌تواند مصلحتش را درک کند؟

  • استاد: خیر! آیا عقل می‌تواند بگوید که مصلحت این است که می‌توانی از میقات محرم شوی یا از محاذات میقات؟! از کجا می‌تواند؟! به عقل چه مربوط است؟! اصلاً در تکالیف عقل راه ندارد.

  • تلمیذ: عقل در تأسیس اصل تعادل و تراجیح راه دارد!

  • استاد: بله! در تعادل و تراجیح اصلاً اصل قضیه براساس عقل است. در آنجا اصلاً تکلیفی به‌دست نیامده است، ما تازه به‌دنبال تکلیف می‌گردیم، قبل از اینکه بخواهیم سراغ ادلّه برویم عقل نمی‌گوید که تعادل و تراجیح! کدام تعادل و تراجیح؟! عقل می‌گوید که اول سراغ ادلّه برو، ببین ادلّه چه هستند اگر عقلت نرسید آن‌وقت سراغ اینکه أیهما أوثق و أورع و امثال‌ذلک برو،1 از ابتدا که عقل نمی‌گوید: «تعادل و تراجیح»!

    1.  عوالي اللئالي، ج 4، ص ۱۳۳؛ الوافي، ج ۱، ص ۲۹۱:
      «روى العلاّمةُ قدَّست نفسه مرفوعاً إلى زرارة بن أعین قال: سألت الباقر علیه السلام فقلت: جُعلتُ فداكَ! یأتی عنكم الخبرانِ أو الحدیثانِ المتعارضانِ فبأیِّهما آخُذُ؟ فقال: ”یا زرارة! خُذ بما إشتَهَرَ بین أصحابك و دَعِ الشّاذَّ النّادرِ“. فقلتُ: یا سیّدی! إنّهما معاً مشهورانِ مرویّانِ مأثورانِ عنكم! فقال علیه السلام: ”خُذ بقول أعدلهِما عندك و أوثقِهما فی نفسك“. فقلتُ: إنّهما معاً عَدلانِ مَرضیّانِ موثّقانِ! فقال: ”أُنظرْ إلى ما وافَقَ منهما مذهبَ العامّةِ فاتْرُكْهُ و خُذْ بما خالَفَهم، فإنّ الحقَّ فیما خالَفهم!“ فقلت: ربّما كانا معاً موافقینِ لهم أو مخالفینِ، فكیف أصنَعُ؟ فقال: ”إذنْ فخذ بما فیه الحائِطَةُ لدینك و اِتْرُك ما خالفَ الاحتیاطَ.“ فقلت: إنّهما معاً موافقینِ [موافقانِ] للاحتیاط أو مخالفینِ [مخالفان] له فكیف أصنَعُ؟ فقال علیه السلام: ”إذن فتخیّرْ؛ أحدَهما فتأخُذ به و تَدَعَ الآخر“.»
/ 613