اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - نکته‌ها و گفته‌های استاد: بیان کیفیت خاص و متمایز درس خارج فقه استاد - 1435-07-11

روش بحث خارج

توضیحات:

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - نکته‌ها و گفته‌های استاد: بیان کیفیت خاص و متمایز درس خارج فقه استاد - 1435-07-11

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

روش بحث خارج

6
  • لزوم مطرح بودن امام علیه السلام و کلام او به‌عنوان شاخص در شیعه

  • باید امام علیه السلام به‌عنوان شاخص در شیعه مطرح باشد همیشه کلام امام مطرح باشد وقتی دوتا کلام داریم؛ دو نفر حرف زده‌اند که مشابه هم هستند باید آنکه کلام امام است روی پلاکارد و بنر نوشته شود نه اینکه کلام شخص دیگر را بنویسند. تا وقتی که امام علیه السلام هست باید کلام او را پیدا کرد و نوشت. حالا فلانی این مطلب را گفته است بسیار خوب، حرف خوبی زده است ولی کلام امام را باید نوشت؛ باید کلام امام معصوم علیه السلام و کلام پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نوشته شود که این باعث می‌شود تا آن مقام و موقعیتی که باید در اذهان مردم، بچه‌ها، زن‌ها و مردها از امام وجود داشته باشد از دست نرود.

  • [اگر این‌گونه رفتار کنیم افراد می‌گویند:] او هم آدم خوبی است مثل بقیه و خوب حرف می‌زند! فلانی هم خوب حرف می‌زند و همه باهم آدم‌های خوبی هستند! الحمدلله همه آدم‌های خوبی هستند و حرف‌های خوبی می‌زنند!

  • موقعیت ما درقبال امام علیه السلام

  • اما ما درقبال امام علیه السلام در هر مرتبه‌ای که باشیم صفر هستیم نه یک؛ صفر هستیم و این صفر وقتی قیمت دارد که بعد از عدد واقع شود اگر قبل از عدد واقع شد دیگر قیمت و ارزشی ندارد. اگر بعد از دو واقع شود، بیست می‌شود، بعد از سه واقع شود، سی می‌شود اما اگر من‌باب‌مثال صفر قبل از سه بیاید این صفر اهمیتی ندارد. ما فقط خودمان را جلو می‌اندازیم و مطرح می‌کنیم.

  • علیٰ‌کلِّ‌حال، این یک مطلب است که باید ریشه‌یابی شود تا به قضایا و مسائل رسید. در اینجا بابی راجع به مواقیت داریم که من همین امروز نگاه می‌کردم. شما ببینید روایاتی که راجع به مواقیت داریم خیلی عجیب هستند؛ مثلاً این عبارتی که مرحوم شیخ حر در اینجا دارد: «بابُ أَنَّ مَنْ سَلَكَ طَریقاً لا یمُرُّ بِمَسجدِ الشَّجَرَةِ وَجَبَ عَليهِ الإِحرامُ عندَ مُحاذاةِ الميقاتِ علَىٰ رَأْسِ سِتَّةِ أَمیَالٍ»،1 این عبارت در کدام‌یک از این سه روایاتی که در اینجا است، وجود دارد؟! ببینید در روایت اول آمده است: «مَن أقامَ بِالمَدینةِ شَهراً» ـ قبلاً راجع به اینها صحبت کرده‌ایم ـ یعنی کسی که یک‌ماه در مدینه بماند نه «إنَّ مَنْ سَلَکَ»، شما «إنَّ مَنْ سَلَکَ» را از کجای این روایت آورده‌اید؟! ممکن است کسی بخواهد از جای دیگر برود که از ذوالحلیفه رد نمی‌شود مثلاً از یک خیابان دیگر برود می‌خواهد از آن‌طرف مدینه راه بیفتد و برود می‌گوید که به‌جای اینکه از ذوالحليفه بروم، از راه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌دیگر می‌روم.

    1.  وسائل الشیعة، أبواب المواقیت، باب 7، ج ۱۱، ص 317.
/