عدم مقبولیت عمل اصحاب
توضیحات:
وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-17
عدم مقبولیت عمل اصحاب
9تلمیذ: عین همین مطلب در احرام از میقات است، چونکه هویت و انعقاد احرام، از میقات و تا آن موقعی که عملش را انجام دهد است. در این چهارچوب مکلفٌبه است. لذا نذر نمیتواند در این چهارچوب مکلفٌبه باشد.
ظرف بودن میقات برای احرام
استاد: نه، خود احرام و نفس احرام از میقات نیست؛ یعنی میقات ظرف برای احرام است نه اینکه جزء اجزاء اصلیّه و عِلّیۀ برای تحقق احرام باشد مثل نماز در دار غیرغصبی یا در ثوب طاهر و امثالذلک که هیچکدام از اینها اجزاء صلاتیه نیستند. «الصلاة أوله التَّکبیر و آخره التَّسلیم»،1 این صلاة است که دارای اجزائی است؛ حمد، سوره، رکوع، سجده، تشهد و... که همۀ اینها اجزاء صلاتیه هستند ولی صلاة شرایط و مقارناتی دارد شرطش این است که در ثوب طاهر و غیرغصبی و در ارض غیرمغصوبه باشد و استقبال هم باشد همۀ اینها جزء صلاة نیستند. صلاة از نظر وجودی شرایط و مقارناتی دارد که اگر در آن مقارنات تحقق پیدا کند، شارع آن را مُبرئ ذمّه تلقّی میکند و اگر در آن شرایط تحقق پیدا نکند شارع آن را مُبرئ ذمّه تلقّی نمیکند. خود احرام عبارت است از تلبیه؛ نفس الإحرام تلبیةٌ و اینکه آیا احرام بسیط است یا دارای اجزاء است را در جلسات قبل عرض کردیم. شرط احرام این است که در میقات انجام شود ولی میقات جزء برای احرام نیست؛ بنابراین چیزی خارج از کلام ما أنزل الله در اینجا تحقق پیدا نکرده است، فقط همان شرط وجودی در اینجا آمده و به آن شرط وجودی، نذر تعلق گرفته است. لذا روایاتی را که در اینجا داریم صحیح هستند و نیازی نیست به اینکه آنها را کنار بگذاریم.
دقت کنید ما باید مطلبی را درنظر داشته باشیم؛ روایاتی که ما از ائمه علیهم السلام میشنویم، باید ببینیم که اوّلاً دیدگاه ما نسبت به این مسئله چیست منبابمثال روایاتی که صحیح السند میباشند مثل روایت حلبی، یونس و أبیبصیر و امثالهم که همه افرادی هستند که از اصحاب بودند فقیه بودند و مطلب در دستشان بود اینها حرفی را بیجهت از امام نقل نمیکردند بلکه حرفی را که شنیده بودند، ضبط میکردند، اهل دقت بودند، اهل ضبط بودند، نمیتوانیم این روایت را کنار بگذاریم ولو اینکه یک روایت باشد.
- الکافی، ج 3، کِتابُ الطَّهارَةِ، بابُ النَّوادِرِ، ص 69، ح 2:
«عنِ القدّاحِ عن أبیعبدالله علیه السلام قالَ: قال رسُولُ الله صلّی الله علیهِ و آلِهِ: ”اِفتِتاحُ الصّلاةِ الوُضُوءُ و تَحریمُها التّکبیرُ و تَحلیلُها التَّسلیمُ“.»
- الکافی، ج 3، کِتابُ الطَّهارَةِ، بابُ النَّوادِرِ، ص 69، ح 2:

