اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم احرام از میقات

0
فقه
فقه

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-07-18

لزوم احرام از میقات

4
  • گذرنامۀ مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در زمان شاه ایرادی پیدا کرده بود و ایشان یک رفیق خیلی خودمانی مسجدی داشتند که آن‌موقع سرگرد بود و آدم خیلی منضبطی بود حالا به دیانت او کاری ندارم ولی در برخوردی که با او داشتم، دیدم که خیلی آدم منضبط و صحیح‌العملی است و برای خود اسمی دارد و شاید اگر بگویم، او را بشناسید. ما نزد این شخص رفتیم و گذرنامۀ ایشان را هم بردیم، دنگ‌وفنگی داشت که اصلاً اگر در جریان عادی می‌افتاد، گذرنامه زیر دست و پا می‌افتاد، گم می‌شد و اصلاً خیلی طول می‌کشید. آن موقع هم که مثل الآن کامپیوتر نبود و کارها خیلی با دردسر بود. ما به همراه رفیق مسجدی ـ خدا او را بیامرزد ـ نزد همین آقای سرگرد کذا نشستیم و برای ما چایی آوردند و خوردیم. همین‌که نشستیم تا چایی بخوریم، در همان یک ربع یا بیست دقیقه که نشسته بودیم یک گذرنامۀ جدید آوردند و گفتند که بفرمایید، این گذرنامۀ پدر شماست، آن را بردار و برو! من گفتم که شما چه‌کار کردید؟! آن را خلق کردید؟! بعد گذرنامه را برداشتم و برای ایشان آوردم. خلاصه در آن زمان کار ایشان چند روز طول نکشید و یک ربع یا بیست دقیقه‌ای بیشتر طول نکشید.

  • آنجا که نشسته بودیم یک سرهنگ آمد، سرهنگ درجه‌اش بالاتر از سرگرد است ـ این را خواستم بگویم که اینها همه برای میز است ـ یک کاری هم برای او کرده بود آمده بود که تشکر کند، برایش بالا زد، سرهنگ نباید برای سرگرد احترام کند، این هم تشکری کرد و همین‌طوری که نشسته بود بلند هم نشد و او هم رفت. بعد همین آقای سرگرد کذایی رو به ما کرد و گفت: «این به من تعظیم نکرد! این سرهنگ به این میز تعظیم کرد، گفت این چوب‌ها را می‌بینید، این چوب‌ها! چون این یک درجه از من بالاتر است، سرهنگ دو، یکی از این درجه‌ها اضافه داشت، گفت: من باید برای این دستم را بالا بزنم، گفت: او به این میز تعظیم کرد و به من تعظیم نکرد.»