اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی حکم قرائت قرآن در نماز از روی مصحف

14٬073
فقه

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-11-27

بررسی حکم قرائت قرآن در نماز از روی مصحف

توضیحات:

وجوب عمره مفرده و بحث از تکرار آن در یک ماه - 1435-11-27

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی حکم قرائت قرآن در نماز از روی مصحف

12
  • تلمیذ: یک سجده رکن نیست بلکه جزء واجب است.

  • استاد: وقتی هردو رکن باشد یک جزء آن، جزء واجب می‌شود و آن هم اشکال دارد.

  • خلاصه ما این مسئله را تا اینجا آوردیم و از این به بعد موکول به زمان ظهور می‌شود که حضرت تشریف بیاورند و بفرمایند که آیا می‌شود یا نمی‌شود! ما با این ادلّه و روایات تا اینجا جلو آمدیم و پیشرفت کردیم، خیلی هم پیشرفت کردیم! همه فتوا به حرمت می‌دهند، حداقل ما تا نزدیک آن آمدیم!

  • علامه حلی پیش محقق حلی که دایی ایشان بود، درس می‌خواند. یک روز خواجه به حله رفت، دید که محقق به علاّمه درس می‌دهد، علاّمه شاگرد خواجه بود؛ فلسفه و منطق را پیش ایشان خوانده بود. کتاب جوهر النضید هم شرح علاّمه است، اتفاقاً بعضی از جاهای آن از خود متن مشکل‌تر و دقیق‌تر است. آن روز این بحث را شرح می‌داد که قبله برای کسانی که در خود مکه یا در مسجدالحرام هستند نفس‌الکعبه است و برای کسانی که خارج مکه هستند، به حکم ثانوی، همان جهت است. علاّمه اعتراض کرد که برای کسانی‌که در خود مکه و مجاور هستند نفس‌الکعبه می‌باشد ولی برای کسانی که خارج هستند، جهت کعبه است؛ یعنی دو حکم داریم؛ ـ حکم ثانوی نیست ـ یک حکم داریم برای کسانی که مواطنین هستند و یک حکم برای کسانی که در بلاد بعیده هستند که برای افراد بعیده جهت کعبه است. خواجه از اشکال علاّمه خوشش می‌آید و می‌گوید: «رأیت شیخا کبیراً قد أبقر العلمَ بقرا و طفل صغیراً إن أبقاه الله صار علامة دهرا.» علاّمه از آنجا ملقب به علاّمه شد؛ خواجه به ایشان این لقب را داد. البته اشکال علاّمه وجهی ندارد ولی بالأخره خواجه خوشش آمد و گفت: «علامةٌ».1

  • وقتی محقق می‌خواست او را دعوا کند ـ ایشان هنوز بالغ نشده بود ـ یا مثلاً تنبیه کند، او آیۀ سجده را می‌خواند و محقق سجده می‌کرد، علاّمه هم فرار می‌کرد و بالای درخت می‌رفت و می‌گفت: «من که تکلیف ندارم!» محقق می‌گفت که از تو گذشتم!

    1.  ریاض العلماء، ج 1، ص 103. با اندکی تغییر و اضافات.
/ 260